تبليغاتX
اشک آسمان
به اشک آسمان خوش آمدی از طرف سیده شکوفه بهار یا علی حیدر مدد یا مهدی ادرکنی عشقم ابوالفضل
صل علی محمد صلوات بر محمد  

صلوات بر محمد(ص)میلاد فخر دو عالم محمد مصطفی بر شما عزیزان  و مسلمانان جهان تبریک می گویم

 امشب  .. شب   سیداست شب عزیزی  امام جعفر صادق فرزنده دل بندش هم است  این شب خجسته بر شما عزیزان مبارک باد

 عزیز زهرا مهدی جان  بر تو هزار بار مبارک

بی بی جان بر تو مبارک و گوار باد میلاد پدرت یا امابیها

 

 

الا که راز خدایی خدا کند که بیایی
تو نور غیب نمای خدا کند که بیایی
شب فراغ تو جانا خدا کند که سراید
الا که هستی مایی خدا کند که بیایی
چو از خدا ست وجودت ثبات دهر زجودت
نه جایی و همه جایی خدا کند که بیایی
 
باز شد فصل بهار         آن گل رعنا نیامد
باز شد صبح جمعه       یوسف زهرا نیامد
دوباره دلم تنگ گرفته....      این شعر بسیار زیب از وبلاگ دوست عزیزم  خدا کند که بیایی
 
 
 

الهي  عاشقم   من   بر  وصالت           كه   هر  جا   بنگرم   بينم   جمالت 

 

جهان را آفريدي بي كم و كاست            همه عالم  به  فرمان  تو  بر پاست

 

زمين  را   مسكن   آدم  نمودي             براي  راحتش   نعمت      فزودي

 

به دريا عالمي ديگر نهان است             به صحراعاقلان را صد نشان است

 

به  كوه وجنگل و باغ و چمنزار            نهادي  تو    چه   نعمتهاي  بسيار

 

ز  هر  شاخ  درختي  در بهاران            نمايان  مي شود   غنچه    فراوان

 

فرستادي   تو  باران را چه زيبا             براي  تشنه گان در كوه  و صحرا

 

زمين راروشني دادي به خورشيد           شبش زيبا  شده  با ماه  و  ناهيد

 

بهار  و صيف و  پاييز و زمستان            براي   عاشقان    رمزي   نمايان

  

بهاران   می شود  بر  پا   قیامت             ز هر شاخی شکوفه  کرده قامت

 

دوباره   در خزان ميميرد  اشجار             نمودي عبرتي   بر  خلق   بيدار

 

تو  آتش  را   ز  چوبي  آفريدي             به هر جسمي ز روح خود دميدي

 

همه  عالم به تسبيح  و سجودند              همه شاكر كه از ا و در وجودند

 

خداوندا   هدایت   کن    دلم  را               دل   وامانده     بی حاصلم   را

 

توئي   تنها     اميد   بي پناهان                توئي   بخشنده    كل   گناهان

 

مرا   تنها   وصالت    آرز   باد               ندارم خوشتراز وصل تو در یاد

 

شعر از درویش

اومی اید

 

 

من به قر بان نگاه مست تو

بوسه گاه لحظه هایم ،دست تو

ای غریب جاده های سرد من

ساکن پس کو چه های درد من

محو احسا س قشنگت ،مانده ام

واژه ها از چشم مستت، خوانده ام

با نگاه تو چراغان ،گشته ام

همچو چشمت، نورباران گشته ام

همدم شبهای تنها یی شدم

مثل شبهای تو یلدایی شدم

ای سر انجام تمام هستی ام

باده چشمت دلیل مستی ام

من که احساس تو را بو سیده ام

از می تلخ لبت ،نوشیده ام

مرغ رام و سر براهت ،گشته ام

غرق احساس گناهت، گشته ام

دیگر از شهر غز لهایم ،مکو چ

بی نگاهت ، مثنوی ها هیچ و پو چ

از نگاهم خوشه غم را بچین

هستی من ، مستی من را ببین...

 

خدایا:

به من  نگاه کن

 

به درون  قلب من نگاه کن

 

ببین که آیا من از چیزی غمگین یا نگرانم

 

ببین که آیا من کار بدی انجام داده ام

 

به من بیاموز که چگونه تو را  دوست داشته باشیم

 

برای هر روز وهمیشه

تقدیم با همه ای وجودم به شما عزیزانکه به اشک من صفا می دهید یا

یا علی حیدر مدد یا مهدی ادر کنی

 سیده شکوفه بهار

 

 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم فروردین 1385ساعت 9:55 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

 

السلام علیک ایها العبد الصالح، المطیع لله و لرسوله،

 و لامیرالمومنین و الحسن و الحسین علیهم السلام،

الحمدلله، و سلام علی عباده الذین اصطفی محمد و اله،

و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته و مغفرته،

و علی روحک و بدنک، اشهد انک مضیت علی

 ما مضی علیه البدریون المجاهدون فی سبیل الله،

المبالغون فی جهاد اعدآئه و نصره اولیآئه، فجزاک الله افضل الجزآء

 و اکثر الجزآء و اوفر جزآء احد ممن وفی ببیعته،

و استجاب له دعوته و اطاع ولاه امره،

اشهد انک قد بالغت فی النصیحه،و اعطیت غایه المجهود ویابن الحسن روحی فداک     متی ترانا ونراک

سلام آقا جون سلام

دوباره دلم در این غروب، هوای تو کرده و شبی که دوباره از راه رسیداما، تو در کنارم نیستی!!!نام تورا در هر لغت نامه ای جستجو کردم اما.............

آقاجون ! شاید امروز فهمیدم که تنها تو هستی که می مانی و تنها تو هستی که صادقانه دوستم داری.......قاصدك هاي مسافر، خانه نشين شده اند نه درمان دردي، نه تکیه پناهي، نه دست نوازشي،
نه سوسوي چراغي، نه روزنه اميدي، نه نواي آرامش بخشی، نه نگاه آشنايي، نه .... روزگار غريبي است با مردماني، غريب تر ولی امید به حضور تو و تنفس در هوای با تو بودن هنوز مرا زنده نگه داشته.... و خواب از چشمانم، و گریه شوق امانم را

ولی تو خواهی آمد و...عاقبت غمها چاره شود زندگی از نو تازه شوداز سفر می آیی! از سفر می آیی!... ولی بگزار برای یک لحظه هم که شده در زمان عدل تو نفس بکشم........

با تمام وجود در جمعه دیگر فریاد " اللهم عجل لولیک الفرج " را ندبه می کنیم.

عيدتون مبارك "یا صاحب الزّمان عجّل ظهورک

 

چه روزها که يک به يک غروب شد، نيامدی
چه اشک‌ها به سينه‌ها رسوب شد، نيامدی

خليل آتشين سخن، تبر به دوش بت شکن!
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نيامدی

برای ما که خسته ايم و دل شکسته ايم، نه
برای عده‌ای ولی، چه خوب شد نيامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح...، ظهر...، نه ، غروب شد نيامدی

عزیزٌ علیّ أن أری الخلق و لاتُری...
امان از آن لحظه که همه را می‌بینم و تو را نمی‌بینم... امان...
امان از آن لحظه که ببینمت و بدانم که تو را بارها دیده‌بودم؛ همه‌جا
... امان...

 اللهم عجل لولیک الفرج

 
گفتـــــــم که در فراقـــت عمريست بي قرارم
گفـــــــت از فــــراق ياران من نيـز بي قــرارم
گفتـــــــم به جز شمـــــا من فرياد رس ندارم
گفتـــــــا به غير شيعه من نـــــيز کـس ندارم
گفتــــــــم که ياورانت مـــــظــــــلوم هر ديارند
گفـــــــتا مرا ببينيـــــد مــــــظلوم روزگـــــــارم
گفــــــتم که شيعيانت در رنج و در عــــذابنـد
گفــــــتا به حال ايشان هر لحظه اشکــــبارم
گفــــــتم که شيعيانت جمــــعــند به ياري تو
گفــــــتا که من شب و روز در انــــتـــظار يارم
گفتم که چشــــم شيعه گريان بود به راهـت
گفتا که من همـــيشه بر ديــده اشــک دارم
گفتم که دشمن تو در فکر محو شيعه است
گفتا به حال شيـعه هر لحــــــــــظه پاسدارم
گفتــم که انتقــــــــــــــــام مادر تو کي بگيري
گفتا به چشم گريان من لحــظه ميشـــــمارم
گـــفتم به شيعــــــــيانت آيا پــــــــــــيام داري
گــفتا که گفته ام من هر دم در انتـــــــــظارم
گفـــتم که اي امامـــــــم از مــــــا چرا نهاني
گــــفتا به چشم محرم همــــــــــوراه آشکارم
گفتــــم به چــــــــــــــشم انوار آيا تو پا گذاري
گـــفتا که شستـــــشو ده شايد که پا گذارم

 

«یـا امـیـر الـمـؤمـنـیـن ادرکـنـی»

قَالَ الرَّسُولُ (صَليَ اللهُ عَلَیهِ وَآلِهِ وَسَلَّم):إذَا کَانَ یَومَ القِیَامَةِ اُوقَفُ أنَا وَ عَلّيٌ (عَلَیهِ السَّلام) عَلَی الصِّراطِ ،فَمَا یَمُرُّبِنَا أحَدٌ إلاَّ سَاءَ لنَاهُ عَن وِلاَیَةِ عَلیٍّ (عَلَیهِ السَّلام) فَمَن کَانَت مَعَهُ وَ إلاَّ القَینَاهُ فِي النَّارِ.  

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هنگامی که روز قیامت شود ، من و امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) بر روی صراط می ایستیم ، هیچکس بر ما نمیگذرد مگر اینکه از ولایت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) از او سؤال میکنیم ، پس هرکس با ولایت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) باشد از صراط میگذرد و اگر با ولایت امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نباشد او را در آتش می افکنیم. (۱)

الهى از من آهى و از تو نگاهى

الهى از دردم خرسندم كه درمانش تويى

الهى شكرت كه توشه اى جز توكل ندارم

الهى شكرت كه دل بيدردم را به درد آوردى

الهى داراتر از من كيست كه تو دارايى منى

الهى اعيان تر از من كيست كه با تو همنشينم

الهى دردمند ننالد چه كند . درمان ده تا بيشتر بنالم

الهى به حقيقت خودت مجاز ما را تبديل به حقيقت كن

       

 

 

تقدیم به همه دوستان خوبم  که پیرو علی و اولاد علی هستند  یا علی حیدر مدد

سیده شکوفه بهار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385ساعت 9:58 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

یوسف فا طمه تسلیت باد بر تو شهادت پدر بزر گوارت

بر همه شما خواننده های عزیز اشک آسمان تسلیت باد شهادت امام حسن عسکری )ع(

 

 

 امروز ۱۹/۱/۸۵   آغاز امامت آخرین پیشوای جهان  صاحب الزمان مهدی یوسف زهرا (س) است این روز به تمامی دوستان و دوستداران آن

 حضرتش تبریک می گویم بیایم پایان هر پیامی که برای دوستان می دیم ایم دعا کنیم

 یا مهدی ادرکنی  آ مین یا رب العالمین     یا علی حیدر مدد

                  سیده      شکوفه بهار        

 

 

اي عم،به فدات جسم زارم

من طاقت تشنگي ندارم

دست من و دامنت،عمو جان

خون من و گردنت،عمو جان

بنگر که خرپن ودل کبابم

بی باب زبهر قطره آبم

رحمی به صغپری من زار

غپر از تو نبد مرا پرستار

عباس(ع)

ای سکنپه،بردی از جانم قرار وتاب را

غپر اشک اپن دم کجا دارم سراغ آب را

من ندارم اب جز اشک دوعپن

اندراپن دشت ای گل باغ حسپن

ای مپر دارمن ونور دو چشمان

ای قوت بازوی من وبهترم ازجان

بردارپکی مشک وروان شوسوی مپدان

برگو حسپن گفت چنپن بادل گرپان:

«گردپد زمن منع ،فراتی که چودرپا ست

آخرنه همپن آب زمهرپه ی زهر است؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 10:45 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

 

خداوندا

آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم

و دانشی که تفاوت آن دو را بدانم

پروردگارا

خود را تقدیم تو می دارم. با من کن و از من ساز آنچه خود اراده کنی

از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم

مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانیکه

با قدرت تو، عشق تو و راه تو یاریشان خواهم داد.

باشد که همیشه بر اراده تو گردن نهم.

آفریدگارا

من اکنون آماده ام که تمام خوب و بد وجودم را به تو بسپارم

تمنا دارم یک یک نقص های درونم را که سد راه خدمت به تو و همنوعان من است

برطرف کنی و قدرت عطا فرمایی تا از این پس، به خدمت تو کمر بندم.

ای خالق مهربان

مرا وسیله صلح و آشتی خود قرار ده

تا آنجا که نفرت است ، حامل عشق

جایی که خطا کاری و بدی است ، حامل گذشت

جایی که نفاق است، حامل یکرنگی

جایی که نادرستی است ، حامل درستی

جایی که شک است، حامل یقین

جایی که نومیدی است ، حامل امید

جایی که تاریکی است ، حامل نور

و در جایی که غم است ، حامل شادی باشم

ای پروردگار جهانیان

کمکم کن که به جای تسلی خواهی، تسلی دهم و به جای درک شدن ، درک کنم زیرا

که پیدا کردن در گرو گم شدن است با بخشش دیگران ، خود بخشوده می شویم و در مرگ ، حیات جاودان پیدا می کینم.

آمین

 

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که تو در برون چه کردی که درون خانه آيی

 ای قمر بنی هاشم بخدا عاشم من

يارب  اين شمع دل افروز ز كاشانه ي كيست

جان ما سوخت بپرسيد كه جانانه ي كيست

حاليا خانه برانداز دل و دين من است

تا در آغوش كه مي خسبد و همخانه ي كيست

باده ي لعل لبش كز لب من دور مباد

راه روح كه و پيمان ده پيمانه ي كيست

دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو

باز پرسيد خدا را كه به پروانه ي كيست

مي دهد هركسش افسوني و معلوم نشد

كه دل نازك او مايل افسانه ي كيست

يارب ان شاه وش ماه رخ زهره جبين

درّ يكتاي كه و گوهر يكدانه ي كيست

گفتم آه از دل ديوانه ي حافظ بي تو

زير لب خنده زنان گفت كه ديوانه ي كيست

 

بيا با ما مورز اين كينه داري

كه حق صحبت ديرينه داري

نصيحت گوش كن، كين دُر بسي به

از آن گوهر كه در گنجينه داري

وليكن كي نمائي رخ به رندان

تو كز خورشيد و مه آيينه داري

بد رندان مگو اي شيخ و هشدار!

كه با حكم خدائي كينه داري

نمي ترسي ز آه آتشينم!

تو داني خرقه اي پشمينه داري

به فرياد خمار مفلسان رس

خدا را گر مي دوشينه داري

نديدم خوش تر از شعر تو حافظ

به قرآني كه اندر سينه داري

حافظ

عباس    يــــل ام البنيـــن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیددستی این دست ز کار افتاده را.........
همتی این یار بار افتاده را............

تا که بر منزل رساند بار را.......
پر کند گنجینه الاسرار را.........
شوری اندر زمره ناس آورد..........
در میان ذکری ز عباس آورد...............
نیست صاحب همتی در نشاتین............
همقدم عباس را بعد از حسین...........
در هوا داری آن شاه الست..........
جمله را یک دست بود او را دو دست...........


گنجینه الاسرار عمان سامانی

مستدام باشید
یا علی
برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدهر چه از دوست رسد نیکوست برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدحضرت مهدی(عج) فرمودند: «همانا من برای شیعه ای که مصیبت جد شهیدم را یاد کند و سپس برای تعجیل در فرج و تایید ( امر من ) دعا نماید،  دعا خواهم کرد» / بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَةِ بْنِ الْحَسِنْ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِه، فى هذِهِ السّاعَةِ وَ فى كُلِّ ساعَةِ، وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً، حَتّى تُسْكِينَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِعَهُ فيها طَويلا ً   برحمتک یا ارحم الراحمین / يا وصي الحسن ، والخلف الحجة ، أيها القائم المنتظر المهدی ، يا ابن رسول الله يا حجة الله على خلقه ، يا سيدنا ومولانا ، إنا توجهنا واستشفعنا وتوسلنا بك إلى الله ، وقدمناك بين يدي حاجاتنا ، يا وجيها عند الله ، اشفع لنا عند اللهبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

 

 

 برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

  خانه خراب تو شدم

به سوي من روانه شو

سجده به عشقت مي زنم

منجي جاودانه شو

اي کوه پر غرور من

سنگ صبور تو منم

اي لحظه ساز عاشقي

عاشق با تو بودنم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 5:40 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

http://www.abas-ebn-ali.com/images/Abas6.jpg

 

فرزند علی حیدر کرار ابو الفضلhttp://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

                                   و ز حلم و ادب سرور اخیار ابو الفضل http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

ای ماه بنی هاشم و مصداق فتوتhttp://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

                                    گشتی پدر فضل به ادوار ابو الفضل http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

از همت و ایمان و فدا کاری و اخلاص http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

                                    داری تو نشان همه احرار ابو الفضل http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

از بهر برادر چو علی بهر پیمبر http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

                                  ای حامی حق در همه رفتار ابو الفضل http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

در دست بلا خیز تو هر خصم هر آسان http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

                                    و زهیبت تو لرزه براشرار ابو الفضل http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

پشت سپر حق و عدالت ز تو شد گرم http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

                                از بهر حسین یاور و غمخوار ابو الفضل http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

ای دشمن بیداد و طر فدار عدالت http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

                               ای همچو علی در همه کردار ابو الفضل http://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

تو باب حسینی به همه باب حوائجhttp://img.villagephotos.com/p/2005-8/1069472/ani32.gif

 

                                  بنما نظری سوی من زار ابو الفضل

خیل ملک ملتجی به نام ابو الفضل

                           جن و بشر سر به سر غلام ابو الفضل

هر که بود در دلش فروغ ولایت

                              میشود آگاه از مقام ابو الفضل

بوسه به خاک درش زنند به اخلاص

                             پادشاهان بهر احترام ابو الفضل

بر سر بام جهان همیشه نوازد

                        کوی شهامت فلک به نام ابو الفضل

اهل وفا نیست هر کسی که نیاموخت

                            درس وفاداری از مرام ابو الفضل

ساقی دوران به دشت کرببلا ریخت

                                باده رنج و الم بجام ابو الفضل

جور مخالف ببین که بر لب دریا

                         خشک شد از قحط آب کام ابو الفضل

گشت قیامت بپا چو خیمه چو دیدند

                                در پی آب روان ابو الفضل

 چشم فلک خیره شد چو دید به میدان

                              چهره ی همچون مه تمام ابو الفضل

دلی پر خون ز عطر یاس دارم

 

 

     از این حرفم کار با احساس دارم

 

 

              اگر چه نو شده سال و بهار است

 

 

                            داغ اربعین عباس دارم

 

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنیدبرای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

رحلت نبی مکرم اسلام و شهادت امام حسن (ع) و امام رضا (ع) بر

 تمام مسلمانان جهان تسلیت باد

مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار ، این قفس را

بر شکن و زیر زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درا

نغمه آزادی نوع بشر سرا

وزنفسی عرصه این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیّاد

آشیانم ، داده بر باد

ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن !

نو بهار است ، گل به بار است

ابر چشمم ، ژاله بار است

این قفس ، چون دلم ، تنگ و تار است .

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین !

جانب عاشق نگه ای تازه گل ، از این

بیشتر کن ! بیشتر کن ! بیشتر کن !

مرغ بیدل ، شرح هجران ،

مختصر ، مختصر کن

رحلت نبی مکرم اسلام و شهادت امام حسن (ع) و امام رضا (ع) بر

 تمام مسلمانان جهان تسلیت باد

عبيدالله ابن عبدالله ابن ﻋﺘﺒﺔ بن عباس حكايت كرده كه مي گفت : چون هنگام وفات پيغمبر اكرم (ص) فرا رسيد و در خانه مرداني حضور داشتند كه از آن جمله عمر ابن خطاب بود ، پيغمبر فرمود : كاغذ و قلمي بياوريد تا براي شما مكتوبي بنويسم كه پس از آن هرگز گمراه نشويد ، عمر گفت : چيزي براي او نياوريد . زيرا درد بر او چيره گشته و شما قرآن داريد كتاب خدا براي ما كافي است ( و نيازي به مكتوب او نداريم ) كساني كه در خانه بودند اختلاف و مخاصمه كردند و برخي مي گفتند : برخيزيد تا رسول اكرم (ص) براي شما چيزي بنويسد ، و برخي انچه عمر گفته بود مي گفتند ، چون اختلاف و پرخاش بالا گرفت رسول اكرم (ص) فرمود : همه برخيزيد ، و ابن عباس (ره) مي گفت دردناكترين مصيبت آن لحظه بود كه نگذاشتند رسول خدا (ص) نامه منظور نظر خود را به عنوان رهنمود براي همه مسلمانان بنويسد و به عنوان وظيفه در جانشيني به يادگار بماند . تا براي هميشه رفع اختلاف و نزاع در امر ولايت حاكم باشد

التماس به خدا شجاعت است

          اگر بر آورده شود رحمت است

              اگر بر آورده نشود حکمت است

 

التماس به خلق خدا ذلت است

          اگر بر آورده شود منت است

           اگر بر آورده  نشودخفت است

 

یا علی مدد

امام مهربونبسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحيم

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِ الله اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَابْنَ رَسُوْلِ الله اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ اَميِر المُؤمِنِيَن وَ ابْنَ سَيِدِ الوَصيّيَن اَلسَّلامُ عَلَيكَ يَا بْنَ فاطِمَةَ سَيِدَةِ نِساءِ العْالَمِينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ الله وَ اَبنِ ثَارِهَ وَالوِتْرَ الْمَوْتُورِ اَلسَّلامُ عَلَيكَ وَ عَلي الَأرواحِ الَّتِي حَلَتْ بِفِنآئِكَ عَلَيكُمْ مِنْي جَمِيعاً سَلامُ اللهِ اَبداً ما بَقَيتُ وَ بَقِيَ الَّليلِ وَ النَّهارُ يا اَبا عَبدِ اللِه لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَتْ وَ عَظُمَتِ الُمصيبَةُ بِكَ عَلَينْا وَ عَلي جَميِع اَهْلِ الِأسْلِام وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ اَلمُصيبَتكَ  في السَّمواتِ عَلي جَميع اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعِنَ اللهُ اُمَّةً اَسَسَتْ اَساسَ الظُّلمِ وَ الجُورِ عَلَيكُمْ اَهْلِ البَيتِ وَلَعَنْ اللهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتي رَتَبِكُمُ اللهُ فيها وَ لَعَنَ اللهُ اُمةً قَتَلَتكُمْ وَ لَعَنَ اللهُ المُمهِدِينَ لَهُمْ بِا لتَمكيِن مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئتُ اِلَي اللهِ وَ اِلَيكُمْ مِنهُمْ وَ اَشياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْليائهِمْ يا اَبا عَبدِ الله اِني سِلْمٌ ِلِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُم اِلي يُومِ القِيمةِ وَ لَعَنَ اللهُ الُ زِيادٍ وَ ال مَروانَ وَلَعَنَ اللهُ بَنِي اُمَيةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللهُ بْنَ مَرجانَةً وَ لَعَنَ اللهُ عُمَرِبْنِ سَعْد وَ لَعَنَ اللهُ شِمراً وَلَعَنَ اللهُ اُمةً اَسْرَجَتْ وَالجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ بِاَبي اَنتَ وَ اُمّي لَقَدْ عَظُمَ مُصابي بِكَ فَاَسئلُ اللهَ الَّذي اَكرَمَ مَقامَكَ وَ اَكْرَمَني اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ عَلَيهِ وَ الِه اَللّهُمَّ اَجْعَلني عِندكَ وَجيهًا با الحُسَينِ عَليهِ السَّلامُ فيِ الدُنيا وَ الأخِرَةِ يا اَبا عَبْدِ اللهِ اِني اَتَقرَّبُ اِليَ اللهِ وَ اِلَي رَسُولِهِ وَ اِلَي اَمير الُمؤمِنينَ وَ اِلي فاطِمَةً وَ ِالي الْحَسَنْ وَ اِلَيكَ ِبمُوالاتِكَ وَ بالَبرائةِ ِممنِ اَسَّسَ ذلِكَ وَ بَني عَليهِ بُنيانَهُ وَ جَري في ظُلمِه وَجَوْرِه عَلَيْكُمْ وَ عَلي اَشياعِكُمَ بَرِئتُ اِليَ اللهِ وَ اِليكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَربُ اِلَي اللِه ثمَّ اِلَيكُمْ بِموالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيكُمْ وَ بِالبَرائةِ مِنْ اَعدائِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَبالبرآئةِ مِنْ اَشياعِهمْ وَ اَتباعِهمْ اِنيّ سِلمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَربٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وولٌّي لِمَن والاكُمْ وَ عَدُ وٌّ لِمَنْ عاداكٌمْ فَاسُئلُ الله اَلذي اَكرَمَني بِمَعرفَتِكُمْ وَ مَعرفَةِ اَوليائِكُمْ وَرَزَقنِي اَلبرائَةَ مِن اَعدائِكُمْ  اَنْ يَجعَلنِي مَعَكُمْ في الدُّنيا وَ الاخرةِ وَ اَن يُثَبِتَ لي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ في الدُّنيا وَالأخرةِ وَ اَسَئلهُ اَن يُبَلغَنيَ المَقامَ الَمحمودَ لَكُمُ عِنْدَ اللهِ وَ اَنْ يَرزُقَني طَلَبَ ثاري مَعَ اِمامٍ هُدي ظاهِرٍ ناطِقٍ بالحَقِ مِنْكُمْ وَ اَسئلُ اللهَ بِحَقِكُمْ وَ بِالشَانِ اَلذيِ لَكُمْ عِندهُ اَنْ يَعطنِي بِمصابي بِكُمْ  اَفْضَلَ ما يُعطي مُصاباً بِمُصيبةً ما اَعْظَمَها وَ اَعظمَ رَزَيِتها ِفي اِلاسلامِ وَ في جَميعَ السَّمواتِ وَ الارضِ اَللهُمَّ اجْعَلني في مَقامي هذا ِممَنْ تَنالُهُ مِنكَ صلَواتٌ وَ رحمةٌ وَ مَغفِرةٌ اَللهُمَّ اَجْعَلْ مَحيايَ مَحيا محمدٍ و ال مُحمد وَ مَماتي مَماتَ مُحمدٍ وَ ال مُحمدٍ اَللهمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبركَتْ به بنوامَيَةَ وَ ابْنُ اكِلةَ الأَكبادِ الَّلعينُ ابنُ اللعينِ عَلي لِسانِك وَ لِسانِ نَبِيكَ صليَّ الله عليهِ و اله في كُلِ مَوْطِن وَ مَوقِفٍ وَقَفٍ  فيهِ نَبيكَ صلي الله عليهِ و اللهمَّ الَعن اَبا سُفيانَ وَ معاويةَ وَ يزيدَ بْنَ مُعاويةَ عَليهِمْ مِنكَ الَّلعنةُ اَبَدَ الابِدينَ وَ هَذا يَوْمٌ فَرِحَتْ به ال زِيادٍ وَ الُ مَروانَ بِقَتلِكُمْ اَلحسُيَن صَلواتُ اللهِ عَليهِ اَللهُمَّ فَضاعَفْ عَليهمُ اللعنَ منكَ وَالعذابِ الأَليمَ اللهمَّ اني اتقربُ اليكَ في هذا اليومِ وَفي مَوقفي هذا وَ اَيام حَيوتي بِالبرآئةِ مِنهم وَاللعنةِ عَليهَمّْ السلامُ پس مي گويي صَد مرتبه اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ اللهمَّ العنِ العصابةَ التي جاهدتِ الُحسين وَشايعتْ و بايِعتْ و تابِعتْ علي قِتله اللهمَّ العنهم جميعاً پس ميگوئي صد مرتبه السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحيسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين پس مي گوئي اللهمَ خُصَّ انتَ اَوّل ظالم باللعن مني وَابدَءُ به اولاًثمَّ الثاني وَالثالث َوَالرابعَ اللهمَّ العنِ يزيد خامساً و العن عبيدَ اللهِ بن زيادٍ و ابن مرجانةَ و عمربن سعد وَ شمراً و ال ابي سفيانَ وَال زياد و ال مروان و الي يوم القيامَة پس سجده مي روي و ميگوئي اللهمَّ لكَ الحَمد حمدَ الشاكرينَ لَكَ علي مصابهم الحمدُ للهِ علي عَظيمِ رَزيتي اللهمَّ ارزقني شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُروُدِ وَثبِتْ لي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدِكَ مَعَ الحُسَينِ وَ اَصْحابِ الحُسَينِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهْجُهْم دُوْنَ الحُسَينِ عَلَيه السَّلام


التماس دعابه نقل از سجاده نور

يا حسين

 

 

 

عن الرّضا عليه السلام

عليكم بالقَصد فى الْغِنى وَ الْفَقر وَ الْبرّ مِن القليل و الكثير -فان الله تبارك و تعالـى يعظم شقّة التـَّمرة حتـى يـَأتـى يـَوْم الْقيمة كجبل احـد -

امام رضا عليه السلام فرمود

 
بر شما باد به ميانه روى در فقـر و ثروت -ونيكى كردن چه كم و چه زياد -زيرا خـداوند متعال در روز قيامت يك نصفه خرما را چنان بزرگ نمايـد كه ماننـد كـوه احد باشد -

 بحارالانوار, ج 78,ص 346 

 ya reza-kabootaran

 

019 آل علی هر که در افتاد ور افتاد

 

دیشب به سرم باز هوای دگر افتاد

 

در خواب مرا سوی خراسان گذر افتاد

 

چشمم به ضریح شه والا گهر افتاد

 

این شعر همان لحظه مرا در نظر افتاد

 

با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

 

حوران بهشتی زده اند در حرمش صف

 

خیل ملک از نور طبق ها همه بر کف

 

شاهان به ادب در حرمش گشته مشرف

 

این جاست که تاج از سر تاجور افتاد

 

با آل علی هر که در افتاد ور افتاد

 

 

التماس دعا

يا حسين

004

002

005_0001

005_0003

00500012

005_0004

امام رضا ( ع ) در روز جمعه ، يا پنج شنبه 11ذی  حجه يا ذی قعده يا ربيع الاول
سال 153يا 148هجری در شهر مدينه پا به دنيا گذاشت . بنابر اين تولد آن حضرت
مصادف با سال وفات امام صادق ( ع ) بوده يا پنج سال پس از در گذشت آن حضرت
رخ داده است . همچنين وفات آن حضرت در روز جمعه يا دوشينه آخر صفر يا 17يا
21ماه مبارک رمضان يا 18جمادی الاولی يا 23ذی  قعده يا آخر همين ماه در سال
203يا 206يا 202هجری اتفاق افتاده است . شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا گويد
قول صحيح آن است که امام رضا ( ع ) در 21رمضان ، در روز جمعه سال 203هجری در
گذشته است . وفات آن حضرت در سال 203در طوس و در يکی از روستاهای نوقان به
نام سناآباد اتفاق افتاد .
با تاريخ های مختلفی که نقل شد ، عمر آن حضرت 48يا 47يا 50يا 51سال و 49يا
79روز يا 9 ماه يا 6 ماه و 10روز بوده است ، اما برخی که سن آن حضرت را
55يا 52يا 49سال دانسته اند ، سخنشان با هيچ يک از اقوال و روايات ، منطبق
نيست و ظاهرا تسامح آنان از اينجا نشأت گرفته که سال ناقص را به عنوان يکسال
کامل حساب کرده اند . از جمله اين اقوال شگفت آور سخن شيخ صدوق در عيون اخبار
الرضا است که گفته است : ميلاد امام رضا (ع ) در 11ربيع الاول سال 153و وفات
وی در 21رمضان سال 203بوده و با اين حساب آن حضرت 49سال و شش ماه در اين
جهان زيسته است . مطابق آنچه صدوق نقل کرده ، عمرآن حضرت پنجاه سال و شش ماه
و ده روز ميشود و منشاء اين اشتباه را بايد عدم دقت در جمع و تفريق اعداد
دانست شيخ مفيد نيز مرتکب اين اشتباه شده است و ما در حواشيهای خود بر کتاب
المجالس السنيه متذکر اين خطا شده ايم .
بنابر گفته مولف مطالب السؤول ، امام رضا ( ع ) 24سال وچند ماه بنابر قول ابن
خشاب 24سال و 10ماه از عمر خويش را با پدرش به سر برد . لکن مطابق آنچه
گفته شد ، عمر آن حضرت در روز وفات پدرش 35 سال يا 29سال و دو ماه بوده
و پس از درگذشت پدرش چنانکه در مطالب السؤول نيز آمده ، 25سال زيسته است و
نيز مطابق آنچه قبلا گفته شد آن حضرت پس از پدرش بيست سال در جهان زندگی کرد .
چنانکه شيخ مفيد نيز در اشارد همين قول را گفته است . برخی نيز اين مدت را
بيست سال و دو ماه ، يا بيست سال و نه ماه ، يا بيست سال و چهار ماه ، يا
بيست و يکسال و 11ماه ذکر کرده اند که اين مدت ، روزگار امامت و خلافت آن
حضرت به شمار است . در طول اين مدت آن حضرت دنباله حکومت هارون رشيد را که
ده سال و بيست و پنج روزبود درک کرد . سپس امين از سلطنت خلع شد و عمويش
ابراهيم بن مهدی برای مدت بيست و چهار روز به سلطنت نشست . آنگاه دوباره
امين بر او خروج کرد و برای وی از مردم بيعت گرفته شد و يکسال و هفت ماه
حکومت کرد ولی به دست طاهر بن حسين کشته شد . سپس عبد الله بن هارون ، مامون ،
به خلافت تکيه زد و بيست سال حکومت کرد . امام رضا ( ع ) پس از گذشت پنج يا
هشت سال از خلافت مأمون به شهادت رسيد .

زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين حال مرتبط با هم دارد:

اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‏ هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مى‏تواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.

دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.  شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مى‏تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل‏ بيت عليهم السلام باشد.

الهی ...!

راز دل با تو چه گویم که تو خود راز دلی                       دانه و لانه و بال و پَر و پرواز دلی

الهی ...! همین قدر فهمیده ام که خداست و دارد خدایی می کند.

الهی ...!قرآن و انسان و عرفان و برهان یکی اند و از هم جدایی ندارند .

الهی ...! شکرت که در سایه انسان کامل به سر می برم .

الهی ...! در راهم و همراه درد و آهم ، آهم ده و راهم ده ...

الهی ...! از سجده کردن شرمسارم و از سجده برداشتن شرمسار تر .

الهی...! خوشا به حال کسانی که عبادت محبّانه دارند .

*********************************************

کلامی از کتاب ارزشمند «صد کلمه در معرفت نفس» از حضرت علامه ذوالفنون حسن حسن زاده آملی

- آن که در قرآن و انسان تعقّل کند قرآن را سفره پر نعمت رحمت رحیمیه الهی و وقف خاص انسان یابد ، هم آن را بی پایان یابد که کتاب الله است .

«قل کلّ لعمیل علی شاکلته»

و هم این را که حدّ یقف برای او نبود چنان سفره برای چنین کسی گسترده است . قرآن حروف آن اسرار ، کلمات آن جوامع کلم ، آیات آن خزائن ، سوره های آن مدائن حکم ، مدخل آن باب رحمت و «بسم الله الرّحمن الرّحیم» وقف خاص مخلوق فی احسن تقویم ، واقف آن رحمن و موقوف علیه آن انسان است . با توجه به این که علم و عمل انسان سازند و جزاء نفس عمل است و صورت هر انسان در آخرت نتیجه عمل و غایت فعل او در دنیا است ، به سرّ گفتار قرآن و نبی و وصی رسد که :

«یس . والقرآن الحکیم ، انا مدینة الحکمة و هی الجنّة و انت یا علیّ بابها ، انّ درجات الجنّة علی عدد آیات القرآن فاذا کان یوم القیامة یقال لقاری ء القرآن اقرو ارق»

«قرآن حکیم است و آیات او حکمت است و حکمت بهشت است و درجات بهشت به عدد آیات قرآنند و جانی که حکمت اندوخته است شهر بهشت است و ولایت در این شهر است .»

آری ... ولایت در بهشت است ، ولایت زبان قرآن است ، ولایت مهیار و مکیال انسان سنج است و میزان تقویم و تقدیر انسانها است . پس هر کس صحیفه وجود خود را مطالعه کند که تا چه پایه قرآن است یعنی مدینه حکمت و شهر بهشت است .


ادامه مطلب

رحلت نبی مکرم اسلام و شهادت امام حسن (ع) و امام رضا (ع) بر

 تمام مسلمانان جهان تسلیت باد

آجرک الله یا بقیت الله فی مصیبت جدک

تسلیت با شهادت امام حسن مجتبی(ع)

  آتشی در دل دارم از داغت ای حسن

 

فاطمه"س" من عقده دل وا نکردم

                    گشــتم ولی قبـــــر تو را پیـــدا نکردم

چشـــم انتــظارم، مـــهدی"عج"بیاید

                   تــا تـــربـتــت را پــیــــــــدا نــمـــایـــد

 

در حـسـرت بـقـیـع...

    

     جــلـوه جـنـت به چـشم خـاكيان دارد بـقـيـع

                              يــا صــفـاي خـلــوت افــلاكـيــان دارد بـقـيـع

     مـي تـوان گـفت از گـلاب گـريـه اهـــل نـظر

                              صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـيـع

     گـر چـه مي تابد بر اوخورشيد سوزان حجاز

                              از پـــر و بــال مــلائـك ســايـبـان دارد بـقـيـع

     قـرن ها بگـذشـته بر ايـن ماجـرا اما هــــنوز

                              داغ هـجـده سـاله زهراي جوان دارد بـقـيـع

     خــفـتـه بـين مـنبـر و مـــحرابي امـا بـاز هم

                              از تــو اي انســيه حــورا نشـان دارد بـقـيـع

     راز مــخفي بودن قـــبـر تـو را بـا مـا نـگفـت

                              تابه کي مهر خموشي بر دهان دارد بـقـيـع

     شب كه تنها ميشود با خـلوت روحاني اش

                              اي مـــديـنـه انـتــظـار ميــهمان دارد بـقـيـع

         

         شب كه تاريك است و در بر روي مردم بسته است

         زائــري چــون مــهــدي صاحــب زمـــان دارد بـقـيـع

إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم

مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا

إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ

 

من بر خدای يکتا که پروردگار من و پروردگار شماست توکل کردم

هيچ جنبنده ای نيست مگر آنکه زمام اختيارش را او گرفته است

هر آينه پروردگارمن بر صراط مستقيم است.

عشق

چشمم به جز بروی تو بینا نمی شود

مایل به سیر و گشت و تماشا نمی شود

عالم اگر به طنز شود چون تو نیستی

لبهای من به خنده دگر وا نمی شود

خواهان حرکتیم ولی غیر ممکن است 

پایی که سست گشت توانا نمی شود

با جان و دل قبول نموديم بار عشق 

گفتيم پشتمان که دگر تا نمی شود ! 

غافل از اینکه عارضه عشق در جهان  

تنها غمی بود که مداوا نمی شود

آنگه به اشتباه خود آگه شدم که هیچ

راهی برای فیصله پیدا نمی شود

حالا نه اينکه پشت من از دوريت خميد

طوری خميده است که بالا نمی شود

يار غريب ، اين کلام تو در خاطرم پريد 

حق با تو بود ،  فاصله معنا نمی شود

مرا مهر سيه چشمان زسر بيرون نخواهد شد

قضای آسمانست اين و ديگرگون نخواهد شد

رقيب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت

مگر آه سحرخيزان سوی گردون نخواهد شد

مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند

هر آن قسمت که آنجا رفت از آن افزون نخواهد شد

خدا را محتسب ما را بفرياد دف و نی بخش

که ساز شرع ازين افسانه بی قانون نخواهد شد

مجال من همين باشد که پنهان عشق ورزم

کنار و بوس و آغوشش چگويم چون نخواهد شد

شراب لعل و جای امن و يار مهربان ساقی

دلاکی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد

مشو ای ديده نقش غم زلوح سينه حافظ

که زخم تيغ دلدارست و رنگ خون نخواهد شد

سالروز رحلت جانسوز پيامبر اسلام  و شهادت فرزندان عزيزش امام حسن مجتبي(ع) و امام رضا(ع) رو به پيشگاه امام زمان (عج)و تمامي شيعيان و مسلمان جهان تسليت عرض مي كنيم


 

 بی بی جانم فاطمه زهرا (س)) تسلیت با  بو تو جانان علی رحلت جان گداز پدر و دو فر زند دلبندت     شکوفه بهار ۹/۱/۸۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

ACDSee 7.0 GIF ImageACDSee 7.0 GIF ImageACDSee 7.0 GIF ImageACDSee 7.0 GIF ImageACDSee 7.0 GIF ImageACDSee 7.0 GIF Image

1امام رضا من دارم میام پیشت  دوروز دیگه

 امام رضا من میام با تمام وجودم می خواهم تا صبح با تو حرف بزنم با تو ناله کنم     از نامردمیها بگم یا ضامن اهو

 

امروز تفال از خواجه حافظ گرفتم این آمد

 

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

بسم رب المهدي ارواحنا الفداه
سلام بر مهدي فاطمه سلام بر منتظران حضرتش
«ثواب صلوات»
«ان الله و ملائكته يصلون علي النبي يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما » ( احزاب / 56 (
حضرت محمد (ص) : هر كس بعد از هر نماز 10 صلوات بر من بفرستد در بهشت با من است در حاليكه او را مي بينم و صورتش مانند ماه شب چهارده مي درخشد حضرت محمد (ص) : در قيامت نزديكترين مردم به من كسي است كه بيشتر بر من صلوات بفرستد .
حضرت محمد (ص) : بر من بسيار صلوات بفرستيد كه صلوات بر من نوري در قبر ، نوري در پل صراط و نوري در بهشت خواهد بود .
حضرت محمد (ص) : صلوات فرستادن ، فقر را برطرف مي نمايد .
حضرت محمد (ص) : هر كس روز جمعه هزار بار بر من صلوات بفرستد ، فرشتگان همواره براي او آمرزش مي طلبند .
حضرت محمد (ص) : آواي خود را به هنگام صلوات بر من بلند كنيد كه نفاق را از بين مي برد .
حضرت محمد (ص) : هر كس در نوشته اي بر من درود بفرستد فرشتگان همواره براي او آمرزش مي طلبند .
حضرت محمد (ص) : هر كس پايان سخنش صلوات بر من و علي (ع) باشد به بهشت وارد مي شود .
حضرت محمد (ص) : صلوات بر من و خاندانم ، نفاق و دورويي را از بين مي برد .
حضرت محمد (ص) : هر كس بر من صلوات بفرستد ، در قيامت او را شفاعت مي كنم .
امام علي عليه السلام : صلوات فرستادن بر پيامبر (ص) ، گناهان را بسان ريختن آب بر آتش از بين مي برد .
امام باقر عليه السلام : صلوات از جانب خداوند رحمت است و از سوي فرشتگان تزكيه و پاك كردن و از طرف مردم دعا است .
امام صادق عليه السلام : صلوات بر پيامبر (ص) و آل او ، سنگين ترين عملي است كه در روز قيامت در ترازوي اعمال گذاشته مي شود .
»اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
»بر چهره ي دلرباي مهدي (عج) صلوات »
« براي تعجيل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات بفرستيم
« اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم »
ممنون از بزرگواري که اين پيام رو فرستادند
التماس دعاي فرج
به اميد ظهور

امام رضا علیه السلام می فرمایند :

 

کسی که منعمی از مخلوق پروردگار را سپاس نگوید الله عزوجل را

 

سپاس نگزارده است.

 

دوست دارم صدات كنم، تو هم منو نيگا كني

 

من تو رو نگات كنم ، تو هم منو صدا  كني

 

قربون چشات برم،  از راه دوري اومدم

 

جاي دوري نميره، اگه به من نگا كني

 

دل من زندونيه، تويي كه تنها ميتوني

 

قفس واكني و پرنده رو رها كني

 

ميشه كنج حرمت گوشه قلب من باشه

 

ميشه قلب منو مثل گنبدت طلا كني

 

تو سرت شلوغه زير دستيات فراونند

 

از خدا ميخوام، كمي نيگا به زير پات كني

 

تو غريبي و منم غريبم , اما...

 

چي ميشه دل اين غريبه رو با خودت آشنا كني

 

دوست دارم تو ايونِ آينه ات از صبح تا غروب

 

من با تو صفا كنم، توهم منو دعا كني

 

به وفاي كفتراي حرمت

 

من ميخوام كفتري باشم ، كه تنها تو منو هوا كني

 

دلمو گره زدم به پنجره ات دارم ميرم

 

دوست دارم تا من ميام، زود گره ها رو واكني

 

صد هزار دفعه هم شده پاي ضريح زار ميزنم

 

تا يه بار دلت بسوزه، دردامو دوا كني

 

دوست دارم كه از حالا تا صبح محشر همه شب

 

من رضا رضا بگم تو هم منو رضا كني

بازار برده ها ارباب حسين(ع) منو خرید

سر سفره حسين(ع) چه چیزایی به من رسید

عکس تو اندازه قاب دل من شده است

عشق تو قاطی این آب و گل من شده است

صداهای شهداء تو گوش ما هی می خونن

قافله داره میره حسینی ها جا نمونن

زندگی بی شهداء برای ما جهنمه

هرچی از هجر اونا گریه کنیم بازم کمه

چی میشه با زینبت(س) ی شب بیای هیئت ما

به خودت قسم آقا، اینجا میشه کربُبلا

به دلم آرزوی مرقد کربلا دارم

دلخوشم یه ارباب کریم و باوفا دارم

هر کی ام یا هر چی ام آقا فقط تو رو دارم

این ی بار رو راست میگم، من بخدا دوستت دارم

کاش می دونستی آقا که من چقدر دوستت دارم

همه شب به عشق تو سر به بیابون می ذارم

دستت رو بذار رو قلبم تا که آروم بگیرم

اگه تو نیای حسين(ع) من بخدا زود می میرم

اسم تو هرجا بیاد همون جا کربلای ماست

اینم از معجزه ارباب باوفای ماست

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1385ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

خدایا من مهدی میخواهم مگه ادم بدا دل ندارن

الا   که  راز   خدایی خدا   کند   که   بیایی       

                                                 تو نور غیب نمای  خدا   کند  که بیایی
شب فراغ تو    جانا   خدا  کند  که   سراید     

                                                الا که   هستی مایی  خدا   کند که بیایی
چو از خدا ست وجودت ثبات دهر زجودت    

                                                 نه جایی و همه جایی  خدا کند که بیایی

 

جمعه   ها   ما  زائر  گل    میشویم          شاخساران     توسل    میشویم
خشم   ما در جمعه    طغیان   میکند         اشک را در  چشم پنهان   میکند
می شکوفد تا حریم کبریا  ناله  هامان         تا    کی     گل    نرگس     بیا
ای گل    نرگس   صفای دل    توئی         چلچراغ  سبز    این محفل توئی
ای گل نرگس   رهایی دست   توست         یک گلستان  شقایق هست توست
ای گل نرگس  ای   صاحب   الزمان         از فراقت  از   فراقت    الامان

 

  یابن الحسن دوای دردی!   

کاش مهدی به جهان چهره هویدا  میکرد     

                                           گره    از مشکل  پیچیده  ما وا میکرد 
کاش   می امد   و با امدنش   از ره  مهر    

                                            قبر مخفی شده   فاطمه را پیدا میکرد

 

 

 ای تو ما را   راحت جان   الغیاث              دردها را جمله درمان  الغیاث

       قائم  آل  پیامبر    (ص)    دستگیر           بی توأم افتان و خیزان   الغیاث

       کار شرع از دست شد بیرون خرام           تازه   کن  آئین ایمان    الغیاث

       عالمی   گردید    مالا   مال   شرّ             از جفا و جور و طغیان الغیاث

        خون ما    خوردند   این   دجّالیان            مهدی و هادی   دوران  الغیاث

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم

چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

 

 

الا که راز خدایی.....

 

الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی

تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانا خدا کند به سرآید

سرآید و تو برآیی، خدا کند که بیایی
دمی که بی تو سر آید خدا کند که نیاید

الا که هستی مایی، خدا کند که بیایی
فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی
ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

 تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی
نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی
تو مشعری عرفاتی، تو زمزمی تو فراتی

تو رمز آب بقایی، خدا کند که بیایی
دل مدینه شکسته حرم به راه نشسته

تو مروه ای تو صفایی، خدا کند که بیایی
به سینه ها تو سروری به دیده ها همه نوری

به دردها تو دوایی، خدا کند که بیایی
ترا به حضرت زهرا، بیا ز غیبت کبری

دگر بس است جدایی، خدا کند که بیایی

                                                        

 

 

<<سزد ز غصه بمیرم من ، ز درد و غربت و تنهائی


   همیشه ذکر فرج دارم ، ولی چرا تو نمی آیی؟>>

 

 

اللهم عجل لولیک الفرجچه روزها که یک به یک غروب شد، نیامدی          

                                                           چه بغزها که در گلو  رسوب شد،  نیامدی

              خلیلِ آتشین  سخن ،  تبربه دوشِ بت شِکن             

                                                           خدای ما دوباره سنگ و چوب شد، نیامدی

              از ابتدای هفته ام   در انتظار  جمعه ام                  

                                                        چه جمعه صبح و ظهر،نه،غروب شد نیامدی

 

        يا ايها العزيز مسنا و اهلنا الضر و جئنا ببضاعة مزجة فأوف لنا الكيل

        و تصدق علينا ان الله يجزي المتصدقين .......

دعا براى فرج

( و أكثروا الدّعا بتعجيل الفرج فإنّ ذلك فرجكم ( .

يعنى براى تعجيل فرج ; بسيار دعا كنيد ، پس بدرستيكه اين دعاء موجب فرج شما است .

توفيق زيارت حضرت

l لو ان اشياعنا وفقهم الله لطاعته على اجتماع من القلوب فى الوفاء بالعهد عليهم لما تأخر عنهم اليمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بشاهدتنا على حق المعرفة و صدقها منهم بنا بحارالانوار، ج 51

اگر شيعيان ما كه خداى آنان را طاعتشان توفيق دهد ـ با دلهايى يكپارچه بر عهد خويش وفادار بودند به يمن لقاى ما نائل مى شدند و سعادت ديدار ما به آنها روى مى آورد، ديدارى كه با شناخت حقيقى و درست ايشان نسبت به ما، همراه بود.

بهره مندى از امام غائب

اما وجه الانتفاع بى فى غيبتى فكالانتفاع بالشمس اذا غيبتها من الابصار السحاب الاحتجاج، ج 2، ص 602

و اما نحوه بهره گيرى از من در دوران غيبتم، همچون بهره گيرى از خورشيدى است كه ابرها آن را از ديدگان پنهان داشته باشند.

و انى لامان لاهل الارض كما ان النجوم امان لاهل السماء غيبة الطوسى، ص 292 و 293

من امان اهل زمين هستم همانطور كه ستارگان امان اهل آسمانند.

(و بى يدفع الله البلاء عن اهلى و شيعتى) اكمال الدين، بحارالانوار، ج 52، ص 30

و پروردگار به سبب من بلا را از خاندان و شيعيانم دور مى گرداند.

توجه امام زمان به شيعيان

انا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكر كم و لولا ذلك، لنزل بكم اللاوا و اصطلمكم الاعداء غيبة الطوسى، ص 292

ما در رسيدگى به شما كوتاهى نكنيم و ياد شما را از خاطر نبريم، و اگر چنين بود سختى شديد بر شما وارد مى شد و دشمنان شما را ريشه كن مى ساختند.

آگاهى از احول مردم

(فانا يحيط علمنا بانبائكم ولا يعزب عنا شىء من اخباركم). مجالس المفيد، بحارالانوار، ج 53، ص 175

براستى كه علم ما بر اوضاع شما، احاطه دارد و هيچ چيز از احوال شما بر ما پوشيده نيست.

وظيفه شيعيان

(فليعمل كل امرء منكم ما يقرب به من محبتنا)بحارالانوار، ج 53، ص 176

پس هر يك از شما بايد به جا آورد، آنچه را كه به سبب آن به محبت ما نزديك مى شود.

راه رسيدن به معارف الهى

(طلب المعارف من غير طريقنا اهل البيت مساوق لانكارنا)منقول از دين و فطرت، ج 1

جستجوى معارف، جز از راه ما خاندان رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) برابر با انكار ماست.

دعاى حضرت

اللهم انا نرغب اليك فى دولة كريمة تعزبها الاسلام واهله و تذل بها النفاق و اهله ...

خداوندا! ما از تو اميد داريم كه دولت بزرگوارى را كه به اسلام و پيروانش عزت بخشد و نفاق و حاميانش را خوار گرداند، برقرار سازى.

راويان احاديث

وَأَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إِلى رُواةِ حَديثِنا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللّه

و اما در مورد مسائل و حوادث جديدى كه براى شما پيدا مى شود، به كسانى كه احاديث ما را روايت مى كنند رجوع كنيد. (به كسانى كه سخنان ما خاندان رسالت را براى شما مى گويند مراجعه كنيدو نه به كسانى كه از خودشان در مى آورند.) و اين دسته حجّت من بر شمايند و من حجّت خدا بر همه شما هستم

 خداوند بی همتای عالم...مهربانترین مهربانان است

ای یک دله و صد دله...دل یک دله کن

                                           مهر دگران را زدل خود یله کن

یک صبح به اخلاق بیا بردرما

                                            برناید اگر کام تو از ما گله کن

 

 

مكه با همه ي  صفايي كه دارد بي گل روی  مهدی 

                       بی صفاست. 

   بس جمعه كه در فصل تو افسـرد                    بس خنده ي آيينه كه پـژمـرد

    پـروانه چه بسـيار كه در پاي تو اي شمع           خنديد و ندانست كه اقبال سحـر مرد

مکه مکرمهمسجد مقدس جمکران

 

طی شد مَه محرّم و از او خبر نشد

روشن دو چشم ما به رخ منتظر نشد

گفتند یار سفر رفته باز میرسد

بیش از هزار سال گذشت و خبر نشد

گفتند مستجاب شود گر دعا کنید

ما را چرا دعای فرج کارگر نشد؟

گفتند صبر آورد آخر ظفر به بار

شد صبر ما تمام و لیکن ظفر نشد

کو عارفی که زانوی غم را بغل نکرد؟

کو عاشقی که دامنش از اشک تر نشد

ای مهدی عزیز که جانها فدای تو

مردیم و عهد هجر تو اخر سپر نشد

گفتند غیبت تو به سر می رسد ولی

واحسرتا که دوره غیبت به سر نشد

السلام علیک یا بقیه الله یا صاحب العصر والزمان

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

 

گفتم که از فراغت عمريست بي قرارم
گفت  از فـــراق ياران من نيز بي قرارم

گفتم به جز شما من فرياد رس ندارم
گفتا به غير شيعه من نيز کس ندارم

گفتم که ياوررانت مظلوم هر ديــارند
گفتا مرا ببينند مظلــــــــــوم روزگارم

گفتم که شيعيانت در رنـج و در عذابند
گفتا به حال ايشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که شيعيانت جمعند به ياري تو
گفتا که من شب و روز در انتظار يارم

گفتم  به شــــيعيانت آيا پيـــــام داري
گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم

گفتم که اي امامم از ما چرا نهانــــــي
گفتا به چشم محرم همواره آشکارم

گفتم به چشم انوار آيا که پا گـــذاري
گفتا که شستشو ده شايدکه پا گذارم

ای گل نرگس.........

العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان
اللهم ارنی الطلعه الرشیده

التماس دعا
یا مهــــــــــــــــــــــدی

برای ظهور بهار دلها مثل همیشه اللهم عجل لولیک الفرج»»

التماس دعای فرج
اللهم عجل لولیک الفرج
به اميد ظهور 

در نظر بازی ما بیخبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

عشق داند که در این دایره  سرگردانند 

اربابم  یوسف زهرا بیا

اربابم دلم خیلی گرفته

ارباب بیا که ما غریبیم

 عزیز فاطمه 

عزیز محمد

 عزیز علی بیا

آقا امروز می خواهم  در خانه ای تو شکایت کنم بگم که دلم شکستند

 اربابم وقتی من تورا دارم چرا باید تنها دلشکسته باشم

 اربابم وقتی تورا داشته باشم چرا باید تنها و دل گرفته باشم

اربابم  اون دلمو شکوند

 بیا ای ناز گل نرگس بیای ای مونس من

من دل باخته تو ام

 عاشق ناله زار تو ام

 تو معشوق منی امید و دلدار منی

منبی تو میمیرم بیا امده دلهای شکسته بیا

بیا

بیا

به جان مادر زهرا بیا

بس فراق

 بس یتمی

بس بی کسی بیا منتظرانت دل سوخته اند

 بیا بیا

 انقام دل شکسه ما بیگر بیا

 بیا

عاشق تو

شکوفه بهار ۴ /۱ ۱۳۸۵به امید ظهورت یا علی حیدر مدد

 یا ابوالفضل

+ نوشته شده در  جمعه چهارم فروردین 1385ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

 
Color
online
Online Dating
Please enter your favorite
color and then click the button.

This form is inoperational!

شكوفه نرگس <عاشق خدا باش تا معشوق خلق نشوی>

اين همه آموزش توپ !

و در آن سوی این چشم انتظاری ها ...

دوستداران و عاشقان یوسف فاطمه زهرا (س)


در عمق خاطراتم حب الحسين اجنني نورالهدي آن سفر کرده که صد قافله دل هم ره اوست ...«اَينَ بَقِيـةاللّه»...  هر کجا که هست خدایا سلامت دارش JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes

webloger site

P align=center>