|
به اشک آسمان خوش آمدی از طرف سیده شکوفه بهار یا علی حیدر مدد یا مهدی ادرکنی عشقم ابوالفضل
|

یا اربابم عباس ابن حیدر
هر چه داريم همه از كرَم عباس است
خلقت جنت حق لطف كم عباس است
نور بر شمس و قمر ماه بني هاشم داد
عرش يك ذره ز خاك قدم عباس است
نه فقط خلق زمين عبد و غلامش باشند
بخدا خيل ملائك حَشَم عباس است
شيعه از كينه دشمن نهراسد هرگز
دين ما تحت لواي علم عباس است
در صف حشر علمدار شفاعت زهراست
علم فاطمه دست قلم عباس است
نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو
عشق ديريست كه در پيچ و خم عباس است
اي كه حاجت ز حسين ميطلبي دقت كن
پرچم شاه به سوي حرم عباس است
كاشف الكرب كه غم از دل عالم ببرد
لب خشكيده شش ماهه غم عباس است
بر روي قوس فلك جلوه خون گاه غروب
زخم شمشير به ابروي خم عباس است











شهادت امام صادق علیه السلام به همه عزیزانی که من م وبلاگم لطف دارن تسلیت عرض می کنم












یا اباعبدالله یا جعفربن محمد ایهاالصادق یا بن رسو ل الله یا حجهالله علی خلقه یا
سیدنا و مولینا انا تو جهناو استشفعنا و توسلنابک الی اللهو قدمناک بین یدی حاجاتنا
یا وجیها عندالله اشفعلنا عندالله
آمین









































اَلسَّلامُعَلَيکَياجَعفَرَبنَمُحَمَّدٍأيُّهَاالصَّادِقُ(ع)»
قَالَ الإمَام جَعفَرالصَّادِق(عَلَیهِ السَّلام):
مِن أوثَق عرِی الایمَانِ أن تحبّ فِي اللهِ وَ
تبغـض فِي الـلّهِ وَ تعـطِي فِي الـلّهِ وَ تمـنع فِي الـلّهِ.
امام جعفرصادق(علیه السلام) فرمودند: محکمترین
حلقـه های ایمان این است که در راه خـدا
دوسـت بداری، و در راه خدا دشمـن
بداری، و در راه خدا اعطاء کنی،
ودر راه خدا دریغ کنی. (۲)
شـهــر مـدیـنـه گـشـته سـیـه پوش شــمـع ولایــت گـردیــده خـامـوش **
** کـشـتـه شـد صـادق آل مـحـمّـد(ص) شـشـمـیـن اخـتـر سـپـهــر سـرمـد **
** شـد رهـبـر دیـن مـسـمـوم انـگور از جور و ظـلم بـیـداد مـنـصـور(ل) **
** یـثـرب از ماتـمش غـرق عـزا شد مـحشر از قتـل جانـسوزش بپا شد **
** موسی بن جعفر(ع)افسرده حالست از داغ بـابـا شـکـسـتـه بــال اسـت **
** در بـقـیع شد تن پاکش چو مدفون شـیـعـیـان جـهـان گـردید دل خـون **
** جـان هــا فــدای امــام صـــادق(ع) سـلـطـان مــذهـب قــرآن نــاطـــق **
** قـلـب عـالـم ز قــتــل او شکـسـته گـرد غــم بر دل شــیــعــه نشسته **

گفتم چراکلام تودلنشین ودلرباست
گفتا عنایتی ز عنایات کربلاست
گفتم کدام دردرفیض وسعادت است
گفتا در پیمبر و آلش در خداست
گفتم مس وجود مرا هست کیمیا؟
گفتا که مهر شاه نجف فوق کیمیاست
گفتم شفا کجاست زجای شفا بگو
گفتا شفا به تربت سلطان کربلاست
گفتم اسیرعشق حسینم علاج چیست؟
گفتا مگو مگو که این درد بی دواست
سیده شکوفه بهار کنیز عباس
عشق یعنی انتظار و انتظار عشق یعنی هر چه بینی عکس یار
عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر
عشق یعنی دیده بر در دوختن عشق یعنی از فراقش سوختن
عشق یعنی سر به در آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن
عشق یعنی لحظه های ناب ناب عشق یعنی لحظه های التهاب
عشق یعنی بنده فرمان شدن عشق یعنی تا ابد رسوا شدن
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست عشق یعنی هر چه در دل آرزوست
عشق یعنی یک تیمم یک نماز عشق یعنی عالمی راز و نیاز
عشق یعنی یک تبسم یک نگاه عشق یعنی تکیه گاه و جان پناه
عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن
عشق یعنی همچو من شیدا شدن عشق یعنی قطره و در یا شدن
عشق یعنی پیش محبوبت بمیر عشق یعنی از رضایش عمر گیر
عشق یعنی زندگی را بندگی عشق یعنی بندگی آزادگی التماس دعابه مدیریت یاسرخدمتی اللهم عجل لولیک الفرج
((اللهم عرفتنی نفسک فانک ان لم تعرفنیی
نفسک لم ءاعرف نبیک ،اللهم عرفتنیی
رسولک ،فانک ان لم تعرفنیی رسولک لم
ءاعرف حجتک ، اللهم عرفتنیی حجتک فانک
ان لم تعرفنیی حجتک ضللت عن دینی ))
*****************************
(( بار خدایا تو مرا به خود شناسا کن که اگر خودت را
به من نشناسانی پیغمبرت را نخواهم شناخت .
بار خدایا تو رسولت را به من بشنا سان که اگر رسول
خود را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت .
پروردگارا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت
خود را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد)).
برای آمرزش روح پدرم صلوات بر محمد آل محمد و سید جواد ذاکر
تقدیم همه دوستان گلم (سیده شکوفه بهار)
یا مهدی ادرکنی




مه من نقاب بگشا ز جمال کبریایی که بتان فرو گذارند اساس خودنمایی
شده انتظارم از حد چه شود ز در درآیی زدودیده خون فشانم زغمت شب جدایی
چکنم که هست اینها گل باغ آشنایی




این عکس زیبا از سایت سید جواد ذاکر گرفت شد امید منو حلال کند..مدیرمحترمش
صفحه ای از عشق را در دل تجسم میکنم
در خیالم بر رخی زیبا تبسم میکنم
مردمان دیوانه ای دانند من را
چون که من گه گاهی تا سحر با شب تکلم میکنم
در کنار چشمه ی جوشان اشک بی کسی
زیر لب شعر حضورش را ترنم میکنم
بر سر مرغ دلم دست نوازش می کشم
چون دلم تنهاست بر او ترحم میکنم
در غروب غربت دل می نشینم روزها
یاد از آن یار پر ناز و تنعم میکنم
چرخ گردون خاک هجران بر سر دل ریخته
روز و شب با خاک تنهایی تیمم میکنم
چشم مولا بین من کور است کور
چون که تنها می شوم با دل میان غصه ها
شکوه از این زندگی پر تالم میکنم
چرخ گردون خاک هجران بر سر دل ریخته
صدای پای یار مهربان از ره می آید
سر اومد غصه ی هجران یار آن مه می آید
عزیزم کی می آیی امان از این جدایی
سرکوی تو غم روی تو زد آتش به جان گل نرگس کجایی
خدا داند که من جز آن صنم یاری ندارم
به غیر از انتظار وصل او کاری ندارم
خدایا پرده بگشا ناز ناز اندازه دارد
بیا ای دلنوازم ناز ناز اندازه دارد
خوش آن روزی که آن رخسار زیبا را ببینم
ز فردوس نگاه دل فریبش گل بچینم
میگن یک خال زیبا بر رخ آن نازنین است
که شاید چشم من آن خال زیبا را ببیند
شنیدم آن کمان ابرو چو من در انتظاره
به درگاه خدا می ناله و راهی نداره
سر اومد عمر من آن دلبر نیومد
دل مجنون صفت ویران شد و لیلا نیومد
دل من هر نفس در عشق او جان می سپارد
مپندارد کسی لیلای من مجنون ندارد
عزیزم کی می آیی امان از این جدایی





چو در دل دارم تمنای کربلای حسین ای خدای من
نصیبم کن بوسه بر حرم با صفای حسین ای خدای من
سرشتی چون مهر او در دل به دیدارش دل بود مایل
بهشتت باشد جهنم من بی لقای حسین ای خدای من
حسین جانم ای حسین جانم
حسین جانم ای حسین جانم
خوش آن روزی کاین قفس شکند استخوان تن پر هوس شکند
به پرواز آید کبوتر دل در هوای حسین ای خدای من
به جان داغی زان گلو دارم به دل عمری آرزو دارم
ببرد نای مرا دشمن همچو نای حسین ای خدای من
شود در میدان جانبازی هستیم را در پایش اندازی
سرم را از تن جداسازی در رضای حسین ای خدای من
نظر بر دل پر امیدم کن به کوی شهادت شهیدم کن
که تا باشم با حسین و با اولیای حسین ای خدای من
بریدم دل را ز دلبندان گسستم جان را از هر دو جهان
کرامت کن روی زیبا و دلربای حسین ای خدای من
دل و جان را خانه ی غم کن وجودم را غرق ماتم کن
چنان مستم کن که جان بدهم در عزای حسین ای خدای من
سر و تن باشد فدای حسین دل و جان مست ولای حسین
روم در نار بلای حسین از برای حسین ای خدای من
تو و جنت ما و کوی حسین دل ما و گفتگوی حسین
چه خوش باشد روبروی حسین در سرای حسین ای خدای من
گذشت از هستی برای او خدا نازد بر وفای او
خجل می گردد حدیث وفا از وفای حسین ای خدای من
به دل دارم مهر روی حسین مرا عفوم کن به سوی حسین
شفیع من آبروی حسین ای خدای حسین ای خدای من
پریشانم یک نگاهم کن نگه بر روی سیاهم کن
حسین از هجر تو می سوزم ترحم بر اشک و آهم کن
ندارم کس آشنایم شو شهیدم کن خون بهایم شو
حسین جانم ای حسین جانم
حسین جانم ای حسین جانم
نوحه سیدجواد ذاکر












يك روز پنجرهاي رو به جهان گشوده خواهد شد كه زيباترين گل دنيا
را به چشمهاي مشتاق مردمان، پيوند خواهد زد
يك روز، خورشيد به جاي آسمان از زمين طلوع خواهد كرد.
يك روز، همه درختهاي دنيا با برخورداري از وزش نسيم

.








http://hesegharib.persiangig.com/audio/monajat%20ba%20emame%20zaman.wma



خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود 
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید















![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()





((اللهم عرفتنی نفسک فانک ان لم تعرفنیی
نفسک لم ءاعرف نبیک ،اللهم عرفتنیی
رسولک ،فانک ان لم تعرفنیی رسولک لم
ءاعرف حجتک ، اللهم عرفتنیی حجتک فانک
ان لم تعرفنیی حجتک ضللت عن دینی ))
*****************************
(( بار خدایا تو مرا به خود شناسا کن که اگر خودت را
به من نشناسانی پیغمبرت را نخواهم شناخت .
بار خدایا تو رسولت را به من بشنا سان که اگر رسول
خود را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت .
پروردگارا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت
خود را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد)).
برای آمرزش روح پدرم صلوات بر محمد آل محمد و سید جواد ذاکر
تقدیم همه دوستان گلم (سیده شکوفه بهار)
یا مهدی ادرکنی
۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷
یا علی حیدر مدد
چندروزي است که حالم ديدني است حال من از اين و آن پرسيدني است گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفأل مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: *ما ز ياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي بنداشتيم
زير خاکستر ذهنم باقيست
آتشي سرکشو سوزنده هنوز
يادگاري است ز عشقي سوزان
که بودم گرم و فروزنده هنوز
عشقي آنگونه که بنيان مرا
سوخت از ريشه و خاکستر کرد
غرق در حيرتم از اين که چرا
مانده ام زنده هنوز
گاهگاهي که دلم مي گيرد
پيش خود مي گويم
آنکه جانم را سوخت
ياد مي آرد از اين بنده هنوز ؟
گاهگاهي که دلم مي گيرد
پيش خود مي گويم
آنکه جانم را سوخت
ياد مي آرد از اين بنده هنوز ؟
سخت جاني را بين
که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بي تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم هستم
پيش چشمان تو شرمنده هنوز
گر چه از فرط غرور
اشکم از ديده نريخت
بعد تو يک پس از آن همه وقت
کس ندیده به لبم خنده هنوز
گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده من رفتی لیک
دلم از مهر تو اکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایان ورقها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جشمم باقی است
اتشی سرکشو سوزنده هنوز




اللهم..انت ..اهل اکبریا و العظمه و اهل الجود و الجبروت
واهل العفو و الرحمه و اهل التقوا والمغفره اسلک
بحق هذا الیوم و الذی جعلته للمسلمین عیداولحمد صلی الله
علیه واله ذخراومزیداان ...شرفا..تصلی علی محمد وال محمدوان تدخلی فی کل خیر
ادخلت فیه محمد وال محمدوانتخرجنی من کل سوء اخرخرجت منه محمد اوال محمد صلوات
عیله وعلیماجمعین..اللهم انی اسلک خیرما اسلک عباد الصالحون واعوذبکمما استعاذمنه
عبادک الصالحون

ناز چشمان ابوالفضل مرا اخر گشت
به مژگانم بروبم خاک راهت
که تا روزي ببينم روي ماهت
نظر بستم ز گلزار دو عالم
که تا يک گل بچينم از نگاهت





دوونه مهدي شدم دلبر ديگر ندارم
يه دل دارم عشقي به جز ديدن دلبر ندارم
در دل من هستي و من غير تو دلبر ندارم
يک نفس اي دلبر من من زتو دل بر ندارم
گل بهشت رنگ وصفاي گل ما را نداره
خال سياه خوشگلش دل ز دو عالم مي بره
عاشق دلبر شده ام درسم و از بر شده ام
دل چو به دلبر داده ام دلبر دلبر شده ام
زلف سيات روز من و تيره تر از شب مي کنه
دل روز وشب در غم تو ناله ي يارب مي کنه
کي باشه در کنار من باشي و من کنار تو
قرار من باشي و من عاشق بي قرار تو
کاسه تويي کوزه تويي خم تو و خمخانه تويي
دل تو و دلدار تويي مي تو و ميخانه تويي
زلف تويي شانه منم شمع تو و پروانه منم
گل تو و گلزار تويي بلبل ديوانه منم
ديوونه ي مهدي شدم دلبر ديگر ندارم
يه دل دارم عشقي به جز ديدن دلبر ندارم
اگر بدونم که کجاست عزيز من خونه ي تو
جون ميذارم تا ببينم نگاه مستونه ي تو
کوچه ي عشق و عاشقي اگر چه دردسر داره
مي ارزه چون ليلي خبر از من دربدر داره
ميخونه رو سر ميکشم ساقي رو در بر ميکشم
دلبر و در بر مي گيرم بوسه ز ساغر مي گيرم
عمريه مجنون توام بي سر و سامون توام
مست و پريشون سر زلف پريشون توام
مردم از انتظار تو امروز و فردا ميکني
يه روز مي آد که کشته ي منو تماشا مي کني
گر تو ز من جدا شوي از تو جدا نمي شوم
يادم بياد يادت باشه که بي وفا نمي شوم
با تو که آشنا شدم بهتر از اين نمي شود
پاک ز ماسوا شدم بهتر از اين نمي شود
دست خودم نيست به خدا دوستت دارم چي کار کنم
اي گل من چه کاري با اين دل بي قرار کنم
تو رو دارم چه غم دارم با تو باشم کم ندارم
يکدم اگر با تو باشم کاري به عالم ندارم
عاشق و ديوانه شدم ديوونگي کار دله
از دل من خبر داره هر کي گرفتار دله
مجنون ليلي مذهبم به غير ليلا ندونم
اونقده مجنون شده ام که مجنون و ليلا مي خونم
خدا منو آفريده که تا غلام تو باشم
صيد و اسير دام تو باشم گرفتار تو
*اللّهم عجّل لوليک الفرج

«اسعدالله ایامکم»
عید ** يارب امشب که شب نشاط وشادي باشد **
** شب شادي و سرور و شب عيدي باشد **
** يا رب! از درگه تو مسئـلت ما اين است **
** عـيـدي ما فـرج حضرت مهـدي(عج) باشد

راستی اول از سایت سید جواد ذاکر کرفتم منو حلال کیند
زبان حال سید جواد ذاکر با رابابش مهدی
یا وصی الحسن و الخلف الحجه ایها القام
المنتظر المهدی با بن
رسولالله و واستشفعنا و تو سلنا بک
یا حجه الله علی خلقه یا سید نا و مولینا انا تو جهنا
الی الله و قد مناک بین یدی
حا جاتنا یاوجیها عند الله اشفع لنا عند الله

نسیم ظهور و عطر نرگس : بوی ظهورش در شامه جها نیان
پیچیده و صدای گام های کسی می آید در گوش گیتی
طنین افکنده قاصدک های سر گردانند *گوی خبر از کسی
دارندکه دلداد گانش مد تها است که چشم به راه اویند
همه ظهور فرز ند مهر بانی و عشق را لحظه شماری
می کنندسر و های بی قرار سرک می کشندو
خط افق را پیوسته مرورمی کنند*
بید های کمر خمیدهاز خویش را راست می نمایند*
تا طلبعه فرج را ببینندکه الفبای ظهورش مست و*
سر گشته نشد ه انداین حال و هوا را حس نمی کنند*
نمی دانند تو فانی در راه است که گو شه چشمی از *
امواجش نوازش دهنده بر فی صودت ها و سوزنده*
صورت های دیگر است این تو فاقرار استکه سد های ستم*
بشکند درههای فاصله را پر کند******************
کر بلایی سیده شکو فه بهار
بابا بابا بابا....چه سخت بی تو بودن را باید تحمل کنیم /چه سخت بی تو ماندن را باید بسازیم/ چه غروب غم انگیزی داشت پنجشنبه ..
شادی روح بابا ها صلوات ![]()
دفتر زندگیم با غم آشنا شده از وقتی تو رفتی.![]()
هنوزم جای خالی تو احساس می کنم![]()
هنوزم صدات تو گوشم نجوا می کند ![]()
هنوزم .................................![]()
باباباباباباباباباباابابابابابابابابابابابابابا
اباباباباباباباباباباباباباباباباباابابابابابابابابابابابابابابا
ابابابابابابابابابابا جونم بابای عمرم بابای چه قد امشب
دلم برات تنگ شد![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خدایا با دلم چه کنم کمک
تو که جدای دادی بگو من چه کنم با درد بی پدری
با رنج بی بابا بودن
بابا تو کجای از من تو جدای![]()
![]()
خدا دلم آتیش گرفت که می دونی![]()
![]()
((اللهم عرفتنی نفسک فانک ان لم تعرفنیی
نفسک لم ءاعرف نبیک ،اللهم عرفتنیی
رسولک ،فانک ان لم تعرفنیی رسولک لم
ءاعرف حجتک ، اللهم عرفتنیی حجتک فانک
ان لم تعرفنیی حجتک ضللت عن دینی ))
*****************************
(( بار خدایا تو مرا به خود شناسا کن که اگر خودت را
به من نشناسانی پیغمبرت را نخواهم شناخت .
بار خدایا تو رسولت را به من بشنا سان که اگر رسول
خود را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت .
پروردگارا حجتت را به من بشناسان که اگر حجتت
خود را به من نشناسانی از دین خود گمراه خواهم شد)).
برای آمرزش روح پدرم صلوات بر محمد آل محمد و سید جواد ذاکر
تقدیم همه دوستان گلم (سیده شکوفه بهار) یا مهدی
ادرکنی























![]()