|
به اشک آسمان خوش آمدی از طرف سیده شکوفه بهار یا علی حیدر مدد یا مهدی ادرکنی عشقم ابوالفضل
|
ولادت با سعادت سومین پیشوای شیعیان، سبط پیغمبراکرم(صلی الله علیه وآله وسلم)، شافع امت رسول الله(صلی الله علیه وآله وسلم) ، سالار شهیدان کربلاء، سیدالشهداء حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) را به پیشگاه مقدس و منور قطب عالم امکان، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و دوستداران آنحضرت تبریک و تهنیت عرض می نمائیم








«اَلسَّلامُ عَلَيکَ یَاثَاراللّه»
**
** خـون تـو خـون خـدا هـست و خـدایـت خـونـبها **
** چون به حـق، پرورده پـروردگاری یا حسین(ع) **
** آیـه قـالـوا بـلـی، شـأن نـزولـش خـون تـوست **
** چون تو برنخل رسالت،برگ وباری یاحسین(ع) **






























































۲. اگر دین ندارید واز بازخواست روز جزا نمی هراسید در دنیای خود آزاد منش
باشید.


3. در تحصیل ارزشهای انسانی رقابت کنید ودرراه بدست آوردن گنجینه های
پر اغرزش معنوی از همدیگر پیشی بگیرید.
4. بدانید که از نعمت های خداوند بر شما، نیاز های مردم به شماست پس
نعمت ها را نرنجانید که به نقمت بلا تبدیل شوند.
5. با گذشترین مردم کسی است که در عین توانایی چشم پوشی کند.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: در مورد امری که برایت مهم نیست، سخن مگو؛ می ترسم به گناه افتی.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: تا وقتی که سخن را بجا و به مورد تشخیص ندادی، سخن به میان میاور. زیرا ممکن است انسان حق بگوید ولی چون بی مورد بوده، مورد سرزنش واقع گردد.

حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: با دو دسته از مردم هیچگاه مجادله مکن. یکی مردمی که بردبار هستند، و دیگر مردم نادان و سفیه. زیرا دسته اول با بردباری بر تو مسلط می شوند؛ و دسته دوم آزارت می دهند.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: در مورد برادر ایمانی ات در پشت سرش سخنی به میان میاور، مگر همان حرفی که دوست داری او در پشت سر تو درباره ات بگوید.
حضرت سیدالشهداء امام حسین(علیه السلام) فرمودند: طوری عمل و رفتار کن مانند کسیکه میداند در قبال بدی هایش کیفر خواهد شد و در قبال نیکی مزد خواهدگرفت. (۳)
میلاد ساقی کربلا مبارک باد


این هم کرامتی دیگر از ارباب:
شنيدن اين مژده ، ديگر گريه به من مجال نمى داد
به نام خداوند جان آفرين و به نام سقا و سپهسالار دشت كربلا و برادر با وفاى حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام ، حضرت ابوالفضل العباس قمر بنى هاشم . بنده محمد صفر كاظمى هستم . در سال 55 درست يك هفته قبل از عيد بود كه از طرف اداره خود ماموريت يافتم يك نامه محرمانه به طور كلى سرى را به شهردار وقت برسانم . ساعت ده صبح از ميدان توپخانه سابق به طرف فيشر آباد تى بى تى سابق ، حركت كردم . پس از عبور از جلوى بيمارستان اميراعلم ، وارد خيابان انقلاب شدم . در آنجا لازم دانستم نظرى به ترك موتور كه كيف نامه روى آن بود بياندازم . با كمال تاسف مشاهده نمودم اثرى از كيف كه محتواى آن نامه سرى اداره بود، نيست . با ديدن اين وضعيت ، آخر عمر و آخر زندگى و يتيم شدن بچه ها در جلوى چشمم ظاهر گرديد. در آن لحظه حالت يك مرده متحرك را پيدا كرده بودم كه روح از جسمش خارج شده است و به يك طريقى ، دور زدم و به طرف توپخانه برگشتم ، شايد اثرى از كيف نامه بدست آورم ، پيدا نشد كه نشد!
ناچار خودم را تسليم سرنوشت كردم و به اداره برگشتم و رئيس اداره را از ماجرا مطلع ساختم . از همان لحظه ، حكم بازداشت بنده صادر گرديد. روز پنجشنبه بود و اداره ساعت 12 تعطيل مى گرديد، اما ساعت واقعه ، ساعت نزول لطف وارده بود، رفقا يك يك از بنده ماندم و يك ماشين نويس و رئيس دفتر، كه نامه زندان بنده را آماده مى كردند. صداى چك چك شستى ماشين تحرير، كه مى دانستم سرنوشت بنده را تعيين مى نمايد، قلبم را از كار انداخته بود. غرق سردى و صورت بنده را فرا گرفته ، تمام اهل بيتم در جلوى چشمم ظاهر گشته بودند. نمى دانستم چه كار كنم ؟ يك هفته به شب عيد باقى مانده بود، و اين خود برايم خيلى درد آور بود. چون مى دانستم بچه هايم امسال عيد نخواهند داشت ، لباس نو در بر نخواهند كرد، و كسى درب به روى اينها باز نكرده و به عيدى اينها نخواهد آمد.
ساعت حدود يك و نيم بعد از ظهر پنجشنبه است و شب جمعه دارد از راه مى رسد. سكوت همه جا را فرا گرفته و درب اتاق محل كارم كسى جز خودم نيست . سرنوشت از اين لحظه شروع مى شود. درب اتاق را بستم ، گويى دنيا بر سرم خراب شده است . ناگهان به خود آمدم و به فكر فرو رفتم . پيش خود وضعيت و آينده خود را ترسيم مى كردم . خدايا چه خواهد شد؟ اين مسئله سياسى است . بوى انقلاب يواش يواش به مشام مى رسيد، مردم به پا خاسته بودند. پيش خودم فكر كردم كه اين مسئله را با پارتى بازى نمى شود درست كرد. پول هم كه ندارم تا از آن طريق اقدام كنم . به كجا پناه ببرم ؟ به كجا روى آورم ؟
بنده قبل از ورود به خدمت نظام و در حين استخدام ، علاقه خاصى به درب خانه باب الحوائج ، ابوالفضل العباس عليه السلام داشتم ، هيئتى به نام هيئت قمر بنى هاشم داشتيم و در زير پرچم ماه بنى هاشم ، عرض ارادت و سوگوارى مى نموديم . اكنون نيز اين افتخار براى ما باقى مانده و همه ساله مراسم سينه زنى و تعزيه دارى را برپا مى نماييم . به هر صورت تصميم گرفتم به درب خانه حضرت ابوالفضل عليه السلام رفته و از ايشان بخواهم كه اين درد بيدرمان بنده را درمان نمايد. قابل توجه رفقا و دوستان : متوسل شدن به بزرگان ، آداب و روشى دارد. تا انسان درون خود را خالى و از همه جا قطع اميد ننمايد و خود را تا مرگ چندان دور نبيند، نتيجه اى نخواهد گرفت . اگر اين حالت در شما ظاهر گرديد شما صاحب فيض و نتيجه خواهيد شد. به طرف قبله ايستادم و زانوى سمت راست خود را بر زمين تكيه داده ، دو دست خود را بلند كردم گويى اصلا در اين مكان نيستم و هيچ جا و هيچ چيزى را نمى بينم . وحشت ، تمامى وجودم را احاطه كرده بود. سه مرتبه بلند فرياد زدم : ياابوالفضل ، ياابوالفضل ، ياابوالفضل ، به دادم برس !
ديگر چيزى نفهميدم . موى سرم راست شده بود و سرم را روى ميز كارم گذاشته بودم ، اما خود اين وضعيت را نمى فهميدم . شايد اين اتفاق بيش از 3 تا 5 ثانيه بيشتر به طول نيانجاميد، كه دستى پشت سر خود احساس كردم . ماشين نويس بود!
با مشاهده ايشان كار خود را تمام ديده ، تصور مى كردم آمده است بنده را با نامه تحويل مامورين بدهد. با صداى گرفته اى گفتم : آقا بنده حاضرم ! كه ناگهان گفت : چه مى گويى ؟ بلند شو پاكت نامه پيدا شده است ! با شنيدن اين كلمه ، پيش خود احساس كردم ايشان مى خواهد به اين نحو از بنده دلجويى كرده باشد تا بنده هراسى به خود راه ندهم . لذا گفتم : برادر، بنده ديگر كارم تمام است و فكر همه چيز را كرده ام گفت : آقاى كاظمى ، به خدا نامه پيدا شد. يك راننده تاكسى آن را آورده ، روى ميز اطلاعات اداره گذاشته و رفته است ، اما كيف آن را با خود برده است چون كيف نو بود و نامه مزبور اولين چيزى بود كه در آن گذاشته شده بود.
با شنيدن اين مژده ، ديگر گريه به من مجال نمى داد، هم از شوق ، و هم از اين لطف بيكران حضرت ابوالفضل عليه السلام . سر و جانم به فدايش ، كه در يك چشم به هم زدن از كربلا التماس مرا لبيك گفت .....به هر صورت رئيس مربوطه بنده را احضار كرد و گفت : كاظمى ، مادر دارى ؟ گفتم : بله ، ولى از اين مسئله خبر ندارد. گفت : خيلى آدم خوش شانسى هستى . گفتم : اين امر، مربوط به شانس نمى شود. گفت : پس به چه چيز مربوط مى شود؟ گفتم : به پارتى . گفت : مى دانى كه موضوع جنبه سياسى دارد و نمى شود در آن پارتى بازى كرد. گفتم : چرا، مى شود! بنده يك پارتى دارم كه امروز در آخرين لحظات ، درب خانه ايشان را زدم و او درب را به رويم باز نمود و كار مرا درست كرد، و جريان را مفصل به ايشان گفتم ، كه بينهايت منقلب شد و اشك در چشمانش حلقه زد و به بنده تبريك گفت .
در اينجا به كلام الله مجيد، سوگند مى خوردم كه جز حقيقت و عين واقعيت را بيان نكردم . به همان قمر بنى هاشم ، ابوالفضل عليه السلام تمام عرايضم مو به مو حقيقت داشت و جز اين قصد ديگرى نداشتم . از انتشارات مكتب الحسين عليه السلام انتظار دارم كه اين مطلب را به چاپ برساند، تا عاشقان حضرت ابوالفضل العباس عليه السلام بخوانند و هر چه مى خواهند از درب اين خانه بخواهند، و السلام ، التماس دعا 











میلاد امام سجاد بر شما شیعیان مبارک باد
«سخنرانىامامسجاد(عليهالسّلام)درنزديكمدينه»
حضرت زين العابدين امام سجاد(عليه السّلام) با دست مباركش اشاره فرمود تا مردم سكوت نمايند و چون آن خلق عظيم ساكت شدند.امام سجاد(عليه السّلام) فرمود:
اءَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ، الرّحْمنِ الرّحيمِ، مالِكِ يَوْمِ الدّينِ،
بارِى ءِ الْخَلائِقِ اءَجْمَعينَ 




خجسته باد عید مبعث














شعری در وصف حضرت محمد(ص):
دلم همیشه کند آرزوی محمد(ص) خدا کند که شوم من گدای کوی محمد
ندیده ی دیده ی گیتی در این سرای دو در کسی به پاکی و خوبی وخلق وخوی محمد
دلا ز درگه حق کسب آبرو میکن به احترام و عزیزی و آبروی محمد
شعاع شمس و قمر شعله ای ز پرتو او سیاهی شب یلدا ز تار موی محمد
بهر گلی که رسیدی دلا ببوی وبرو که رنگ وبوی گل است از صفا و بوی محمد
کشیده زحمت بی حد ازآن سبب که ز جان سعادت بشریت بود آرزوی محمد
زبان ز گفتن توصیف وصف او عاجز که گشته ایزد منان ودیحه ی گوی محمد
سالروز تجلى انوار الهى، نزول والاترين نعمت پروردگار بر بشريت، طلوع خورشيد درخشان خاتميت بر آسمان نبوت، بعثت اشرف موجودات، خاتم انبياء حضرت محمد مصطفى(ص) بر همه يگانه پرستان، مخصوصاً مسلمانان مبارك باد.
.
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَدا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبِيرا اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ عِزِّكَ عَلَى أَرْكَانِ عَرْشِكَ وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ وَ بِاسْمِكَ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ الْأَعْظَمِ وَ ذِكْرِكَ الْأَعْلَى الْأَعْلَى الْأَعْلَى وَ بِكَلِمَاتِكَ التَّامَّاتِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ
بسم الله الرحمن الرحیم
خلاصه ای از زندگانی پیامبر (ص):
نام آن حضرت:احمد.محمد نام پدر: عبدالله
نام مادر: آمنه شهرت:خاتم پیامبران.رسول خدا.امین
کنیه:ابوالقاسم محل تولد:مکه
زمان تولد:۱۷ ربیع الاول سال ۵۷۱ میلادی روز مبعث:۲۷ رجب
مدت نبوت: ۲۳ سال مدت عمر: ۶۳ سال
تاریخ فوت:۲۸ صفر ۱۱ هجری محل فوت:مدینه ی منوره
محل دفن:جنب مسجد پیامبر تعداد همسران:از۱۷ تا ۲۵ سال
تعداد فرزندان:۴دختر به نامهای فاطمه.زینب.رقیه.ام کلثوم و پسران به نامهای قاسم.عبدالله.ابراهیم.







بسم الله الر حمن الرحيم
" مبعث " پیام آور عدالت و کرامت انسانی
آن روز که در غار حرا ندا بر پیامبر (ص)آمد که بخوان ؛ رسالت نبوی با پیام خروج انسان از ظلمات و حرکت به سوی نور اغاز شد .
بعثت پیامبر اکرم (ص)سرآغاز راهی شد تا انسان از شرک ؛ بی عدالتی ؛ تبعیض ؛ جهل و فساد بیرون آمده و به سوی توحید ؛ معنویت ؛ عدالت و کرامت حرکت کند.
مبعث نبوی با نهضت معنوی شروع شد و انقلابی در عالم بشری ایجاد کرد که هنوز دامنه آن ادامه دارد .این تحول روحی ؛ مردم مادی بت پرست را
به مبدا آفرینش راهنمایی کرد و از کردار زشت برحذر ساخت و به نیکویی دعوت نمود . پیامبر (ص) پیروان خود را به این منقبت ستود که شما
بهترین امت من هستید و می توانید دنیای بشریت را با اجرای قانون متین قرآن به سعادت مطلوب برسانید .
رسول خدا (ص) در روز 27رجب در مکه مکرمه دعوت به خدا را آغاز کرد و سالها بعد در مدینه
حکومت اسلامی را تشکیل داد .
حضرت محمد(ص)دین مبین اسلام را به مردمی عرضه کرد که جملگی در آتش جهل می سوختند و
دعوت او چنان دلنشین بود که به سرعت دیوارهای جهل و خرافات را فرو ریخت و مردم موج موج به
اسلام گرویدند .
رسول خدا در مدینه منشور حکومتی اسلام را پایه ریزی و همه مردم را در اداره حکومت شریک کرد .
حضرت محمد (ص) سالها به صورت پنهانی مردم مکه را به سوی خدا دعوت کرد و آن زمان ندا آمد که
دعوت آشکار کن ؛ دشمنان چنان عرصه را بر او تنگ کردند که به دستور خدا هجرت آغاز کرد . پیامبر گرامی اسلام پس از 13سال توقف در مکه
در اثر فشار و اذیت و آزار قریش از طرف خداوند مامورشد به مدینه هجرت کند ؛ هجرت پیامبر و مسلمانان به مدینه ؛ فصل تازه ای در زندگی
پیغمبر اکرم (ص)و اسلام گشود ؛ همچون کسی که از محیط آلوده و خفقان آور به هوای
آزاد و سالم پناه برد .هجرت پیامبر (ص)و مسلمانان از مکه به مدینه برای پی ریزی زندگی
اجتماعی اسلام ؛ نخستین گام بلند
در پیروزی و گسترش اسلام و جهانی شدن آن بود .مبعث نبی اکرم اسلام در سراسر ایران
اسلامی با شکوه خاصی گرامی داشته می شود .
شهروندان تهرانی نیز همه ساله به همین مناسبت مراسم و جشن هایی را در اماکن مذهبی مساجد و حسینیه ها برگزار می کنند و
سالروز بعثت پیامبر بزرگوار اسلام را گرامی می دارند .مردم با آذین بندی و چراغانی خیابانها ؛ معابر؛ مساجد و شرکت در مراسم جشن
ارادت خالصانه خود را به خاتم الانبیا حضرت محمد بن عبدالله (ص)نشان می دهند .

التماس دعا....





اقرا باسم ربك الذى خلق، خلق الانسان من علق، اقرا و ربك الاكرم، الذى علم بالقلم، علم الانسان ما لم يعلم.
بخوان به نام پروردگارت كه آفريد. همان كه انسان را از خون بسته اى خلق كرد. بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كه به وسيله قلم تعليم نمود و به انسان آنچه را نمىدانست، ياد داد.
بعثت پیامبر مهربانی واخلاق،حضرت محمد(ص)برشما
مبارک
![]()




حضرت محمد(ص).
بسم الله الرحمن الرحيم
واقعه ي معراج و رفتن رسول خدا(ص)به
آسمانها در شب ۱۷ رمضان يعني ۱۸ ماه قبل
از هجرت روي داد و نمازهاي ۵ باره بر وي واجب شد.
فخر رازي مي نويسد:اهل تحقيق برآنند كه به
مقتضاي دلالت قرآن و احاديث روايت شده در صحاح خداي متعال روح و جسد حضرت رسول
را از مكه به مسجد اقصي و از آنجا به آسمانها برد. حضرت رسول(ص) بعد از اداي فريضه
صداي جبرييل را شنيد كه امشب سفري آسماني داريد. رسول خدا(ص) سفرش را از خانه ي
خواهرش ام هاني آغاز نمود و به سوي بيت المقدس (مسجى الاقصي) حركت كرد.
بعد در مدت كوتاهي فرود آمد.او از بيت اللحم كه محل تولد حضرت عيسي(ع) بودواز منازل
انبياء و آثار آنها ديدن كرد.در برخي از منازل دو ركعت نماز خواند.ستاره ها و نظام جهان را
مشاهده فرمود.با ارواح انبياء و فرشته هاي آسماني سخن فرمود٬ از بهشت و دوزخ بازديد نمود.
درجات بهشتيان و اشباح دوزخيان را از نزديك مشاهده نمود و از رموز هستي و قدرت الهي
با خبر شد.
آنوقت به سدرة المنتهي رسيد،آن را سراسر شكوه و جلال و عظمت ديد.بعد از همان راهي كه
آمده بود،مأموربه فرود شد.در مراجعت نيز در بيت المقدس فرود آمد و در راه مكه حركت كرد.












.






ولادت حضرت علي(ع)بر فرزندش حضرت مهدی و رهبرم خامنه ای و شما دوستان عزیزم مبارك باشه














میلاد یار با وفای بی بی فاطمه زهرا(س) مبارک باد





اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست
بطحا صدف گوهر يكدانه تست
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه، مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد

امشب از مستی درودیوارگوید یاعلی
هم دمی هم گنبد دوّار گوید یاعلی
مِی علی،ساغرعلی،ساقی علی
باقی علی،جرعه نوش خانه خَمّارگوید یاعلی
شیرعلی، شمشیر علی،تقدیرعلی
تدبیرعلی،تیغ مولا برسرکُفارگوید یاعلی
کعبه وبُت خانه ودِیر وکلیسا وکِنِش
گَبرمی گوید علی، دیندار گوید یاعلی
هستی سلمان علی، مالک علی،بوذرعلی
**اللّهم عجّل لوليک الفرج**




شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است
روزه داری که به مهر اسحار
بشکند نان جوین افطار ...


باز هم می آید و در گوش چاه
مثل هرشب ، درد دلها کرده است
آه ، می دانم علی با نان خشک
باز امشب روزه را وا کرده است


یا علی ای افرینش را دلیل
بردرت کل ملک گشته دخیل
پابه هر جا می نهم آنجا تویی
فکر فردا می کنم فردا تویی
کعبه را زینت وجود هست توست
آبروی ذولفقار از دست توست
شیعه را قیمت وجود حیدر است
شیعه بی حیدر ز سنی کمتر است
دل بدون مهر او مثل گل است
شیعه بی حیدر نمازش باطل است
یا علی جامی بده لب تر شود
پرده از رخ باز کن محشر شود
وقت خلقت گفت رب العالمین
ناز شستت یا امیر المومنین
یا علی مدد
علی علیه السلام و زیبائیها:
زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.
زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.
زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.
زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است
سلام امروز ۱۳رجب روز پدر است اما من به جای که خوشحال باشم غمگینم دلم گرفته تمام وجودم درد می کنه چشمانم از اشک می سوزه اخه می دونید ۴۵۲ روز است که ندیدمش دلم براش تنگ شدبخدا دردی بی دوای دارم درد بی پدری ۴۵۲ روز که با من حرف نزده برام نخندیده
خدا یا چه غمی چه دردی![]()


