تبليغاتX
اشک آسمان
به اشک آسمان خوش آمدی از طرف سیده شکوفه بهار یا علی حیدر مدد یا مهدی ادرکنی عشقم ابوالفضل

یا عباس(ع)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تا سوز عطش فاجعه بار آمده است

درياي فرات شرمسار آمده است

با شيهه درد، ذوالجناح است مگر

كز مقتل عشق بي سوار آمده است

 

دست تو

دیده ام در کربلای دست تو

عالمی را مبتلای دست تو

کربلا اینقدر شیدایی نداشت

بی تو و بی ماجرای دست تو

می کشد این حسرتم آخر که کاش

بود دست من بجای دست تو

شط بدان طبع رسا گیرم نساخت

یک دوبیتی در رسای دست تو

علقمه در علقمه تکثیر شد

موج پژواک صدای دست تو

دیدم از آغاز پایانی نداشت

قصه خونگریه های دست تو

 

چشم من با گریه می بندد دخیل

بر ضریح با صفای دست تو

هر که با دست تو دارد عالمی

من که می میرم برای دست تو

تا همیشه دست تو مشکل گشاست

ای خدا مشکل گشای دست تو

اوفتاد از پا امام عاشقان

تا که خالی دید جای دست تو

خم شد و برداشت و با احترام

بوسه زد بر پاره های دست تو

سایه هم همسایه نامحرمی است

گرچه می افتد به پای دست تو

ای به سودای تو اسماعیل ها

سر نهاده در منای دست تو

کعبه در سوگ تو می پوشد سیاه

تا نشیند در عزای دست تو

آب پاکی روی دست آب ریخت

ای به قربان صفای دست تو

یا ابوالفضل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

معنای عباس (ع)

 

عباس يعني تا شهادت يكه‌تازي

 عباس يعني عشق يعني پاكبازي

 

عباس يعني با شهيدان همنوازي

 عباس يعني يك نيستان تك‌نوازي

 

عباس يعني رنگ سرخ پرچم عشق

 يعني مسير پر پيچ و خم عشق

 

جوشيدن بحر وفا معناي عباس

 لب تشنه رفتن تا خدا معناي عباس

 

صد چاك رفتن تا حريم كبريايي

 صد پاره گشتن در طريق آشنايي

 

بي دست با شاه شهيدان دست دادن

 بي سر به راه عشق و ايمان سر نهادند

 

بي چشم ديدن چهره رؤيايي يار

 جاري شدن در ديدن دريايي يار

 

بي لب نهادن لب به جام باده عشق

  بي كام نوشيدن تمام باده عشق

 

اين است مفهوم بلند نام عباس

 در ساحل بي ساحلي آرام عباس

 

يك مشك آب سرد و دريايي طراوت

  يك بارقه از حق و خورشيدي حرارت

 

وقتي كه اقيانوس را در مشك مي‌ريخت

 از چشمه چشمان دريا اشك مي‌ريخت

 

در آرزوي نوش يك جرعه از آن لب

 جان فرات تشنه آتش بود از تب

خون علي عباس را تقرير مي‌كرد

 آيات سرخ عشق را تفسير مي‌كرد

 

وقتي ز فرط تشنگي آلاله مي‌سوخت

  گلهاي زهرا از لهيب ناله مي‌سوخت

 

مي‌سوخت در چنگال شب باغ ستاره

 مي‌سوخت جانش از تف داغ ستاره

 

آمد به سوي خيمه اقيانوس بر دوش

 آمد نداي خونين حق را حلقه بر گوش

 

عباس بود و ياري خون خدا بود

 در چلچراغ چشم او محشر به پا بود

 

عباس بود و لشگر شب در مقابل

 عباس بود و مجمر خورشيد در دل

 

وقتي كه قامت پيش خورشيد آب مي‌كرد

 طفل حزين عشق را سيراب مي‌كرد

 

وقتي كه دست دست حق از دست مي رفت

 تا خلوت ساقي كوثر مست مي رفت

 

پايان او آغاز ناموس وفا بود

 پايان او آغاز كار مصطفي بود

 

با گامهاي شور آهنگ دگر زد

  بر چهره شب رنگ رخسار سحر زد

 

عباس يعني يك نيستان تك نوازي

 هفتاد و دو آهنگ حق را همنوا

 727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif

727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif16.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif16.gif
16.gif727529t1w2hlbesv.gif727529t1w2hlbesv.gif16.gif
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 8:24 بعد از ظهر  توسط کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع)  | 

 
Color
online
Online Dating
Please enter your favorite
color and then click the button.

This form is inoperational!

شكوفه نرگس <عاشق خدا باش تا معشوق خلق نشوی>

اين همه آموزش توپ !

و در آن سوی این چشم انتظاری ها ...

دوستداران و عاشقان یوسف فاطمه زهرا (س)


در عمق خاطراتم حب الحسين اجنني نورالهدي آن سفر کرده که صد قافله دل هم ره اوست ...«اَينَ بَقِيـةاللّه»...  هر کجا که هست خدایا سلامت دارش JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes

webloger site

P align=center>