|
به اشک آسمان خوش آمدی از طرف سیده شکوفه بهار یا علی حیدر مدد یا مهدی ادرکنی عشقم ابوالفضل
|



اشک یتیم در فراق پدرمهربان
توی نجف يه خونه بود که ديواراش کاهگلی بود
اسم صاحب اون خونه مولای مردا علی بود
نصف شبا بلند می شد يه کيسه داشت که بر می داشت
خرماو نون و خوردنی هرچی که داشت تو اون می ذاشت
راهی کوچه ها می شد تا يتيما رو سير کنه
تا سفره خاليشون رو پر از نون و پنير کنه
شب تا سحر پرسه می زد پس کوچه های کوفه رو
تا پر از بارون بکنه باغ های بی شکوفه رو
بعد از علی کی ميتونه محرم راز من باشه
درد دلم رو گوش کنه تا چاره ساز من باشه





امان از دلم که پدر ندارم
![]()
دلم برای یایام تنگ شد خدا می داند
درد بی یایای چه سخته بخصوص وقتی روز پدر داره میاد
دل گیرم از زمان از روز گار خدا نو می دونی
درد یتیمی چه دردی است تو خودت شاهد پرپر
شدن بی بی رقیه بودی
خدا ها همه ی پدر ها قرین رحمت خودت قرار بد
امین
برای آمرزش روح پدر بر محمد ال محمد صلوات






































