|
به اشک آسمان خوش آمدی از طرف سیده شکوفه بهار یا علی حیدر مدد یا مهدی ادرکنی عشقم ابوالفضل
|

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عيان است
گفتم که از که پرسم جانا نشان کويت
گفتا نشان چه پرسی؟ آن کوی بی نشان است
گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما غم نيز شادمان است
گفتم که سوخت جانم در آتش نهانم
گفت آنکه سوخت او را کی ناله و فغان است؟
گفتم فراق تا کی؟ گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همين است؟ گفتا سخن همان است
گفتم که حاجتی است گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بيفزای




برای آمرزش روح بلند ملکوتی پدرم بر محمد و آل طاهرین صلوات![]()
از طرف سیده شکوفه بهار کنیز ابو الفضل العباس علیه السلام







